زنگ بهار

0
22

روز اول، سال نو، رنگ بهار
می تراود از نگاه روزگار
آب، باران، عشق، نور آفتاب
می نشیند بر رخ هر شاخسار
رنج، محنت، درد، از دلها زدود
هر کسی دستش رسد بر دست یار
سال نیکو از بهارش شد پدید
این بهاران نیز باشد کامکار
هر بلا، هر رنج، هر درد و زیان
باشد از ایمان مردم شرمسار
عاشقی کن، یار می آید، بدان
هر چه می جویی بخواه از انتظار

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید