فریاد تشنگان

0
203

آنانکه در رُخ یار، خود را عیان نمودند
آیینه ها چو بشکست، خود را نهان نمودند
جام ریا گرفتند، تا در پگاه مستان
هر جرعه ای ز می را از آنِ آن نمودند
سیراب چون نکردند فریاد تشنگان را
رنگِ بهار تابان، همچون خزان نمودند
گر مسندی نشستند، هر عهد را شکستند
شیادهای شیطان، اندر امان نمودند
با خویشتن نبودند یک لحظه با صداقت
هر جا حقیقتی بود، کتمان آن نمودند
این فاسدان ناپاک، پاکی نمی شناسند
ناپاکی دل خویش در هر نشان نمودند

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید