من بجز تو مگر کسي دارم؟

0
15

دوست دارم که مادري دارم
گر چه او نيست،‌ ليک پندارم
او وجود لطيف بيداري است
در کنـارش هميشـه بيدارم
هر چه از خود نداشتـم، اما
شـکرِ الله، من از او دارم
تـو کـريـمي چو آبـي دريـا
از تو هر لحظه، لحظه، مي بارم
تو شريفي چو آيه هاي خدا
با تو از عشق و نور سرشارم
هر چه دارم تويي در اين عالم
من بجز تو مگر کسي دارم؟
سر من جز به روي شانة تو
نخـرامیـده، آه، دلـدارم!
شانه اش را نمود دار سرم
مانده ام من هميشه بر دارم
نشئة مستيم ز عشق تو بود
مست مستم و ليک هشيارم
مردمان گر به ساز من باشند
همه را من به سوز وادارم
سوز و ساز جهان زکار تو بود
منِ درمانده در همين کارم

اگر چه برای درگذشت مادر عزیزم سروده شده
اما می تواند از زبان همه فرزندانی که مادر آنان درگذشته اند، باشد

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید