مبانی وجهه سازی جمهوری اسلامی در ارتباط با جوامع مختلف و راهکارهای عملیاتی آن برپایه نظریه وجهه- مذاکره

0
42

مبانی وجهه سازی جمهوری اسلامی در ارتباط با جوامع مختلف و راهکارهای عملیاتی آن برپایه نظریه وجهه- مذاکره

حامد توانا

دانشجوی دکتری جامعه شناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه

سال تحصیلی 1400-1401

استاد درس: دکتر حسن بشیر

مقدمه

موضوع وجهه یا چهره در ارتباطات یکی از موضوعات مهم است. این که ما در ارتباطاتمان چه قدر متوجه این موضوع بوده و به نشان دادن چهره ای موجه از خود به دیگران اهمیت می دهیم مطمئنا در نوع رفتار و مواجهه ما با دیگران موثر است. این موضوع در سطح اجتماعی و کلان آن که به ارتباطات دولتها با دولت ها یا جوامع دیگر برمی گردد از اهمیت دوچندان برخوردار است، در عین حال می توان از معیارهای سطح فردی در سطح اجتماعی و کلان نیز بهره برد. در این راستا نظریه پردازان ارتباطات میان فرهنگی به ارائه نظریاتی پرداخته اند که تینگ تومی از جمله آنهاست.

ما در این بحث ابتدا به نظریاتی اشاره خواهیم کرد که به نوعی پایه نظریه وجهه-مذاکره است و پس از آن به بیان خود نظریه پرداخته و سپس با استخراج معیارها و شاخص های موجود در این نظریه به شرح مفهومی نحوه تعامل جمهوری اسلامی با جوامع دیگر خواهیم پرداخت. در پایان هم پیشنهادات عملیاتی خود را در این زمینه ارائه خواهیم کرد.

شرح نظریه ها

نظریه مدیریت معنا

نظریه مدیریت هماهنگ معنا را می توان نظریه ای مبنایی برای نظریه وجهه-مذاکره محسوب کرد. این نظریه از جمله نظریات ترکیبی فرهنگ و ارتباطات است. برای آشنایی با این نظریه به گزاره زیر توجه نمایید.

کرونن به بررسی نقش فرهنگ در مدیریت هماهنگ معنا(CMM) پرداخته و نظریه ای با همین نام ارائه کرده اند. (گادیکانست،1396: 40)

این نظریه سه هدف زیر را دنبال می کند:

1.مدیریت هماهنگ معنا در پی درک این امر است که ما که هستیم، زندگی چه معنایی دارد و این ها چه ارتباطی با موارد خاص ارتباطات دارند،

2.مدیریت هماهنگ معنا به دنبال این است که به مقایسه فرهنگ ها بپردازد و در همان حال بر قیاس ناپذیری آن ها اذعان می کند،

3. مدیریت هماهنگ معنی می کوشد نقدی روشن گر از اعمال فرهنگی از جمله اعمال خود پژوهش گر به دست دهد. (گادیکانست،1396: 40-41)

برخی گزاره های نظریه هماهنگ معنا عبارت اند از:

  • کلیه ارتباطات هم جنبه فردی و هم جنبه اجتماعی دارند.
  • ارتباطات انسانی ذاتا ناقص اند.
  • دستورات اخلاقی به عنوان جنبه هایی از ارتباطات ظهور پیدا می کنند.
  • گوناگونی برای تفسیر و تاویل از طریق ارتباطات ضروری است. (گادیکانست،1396: 41)

نتایجی که به عنوان نتایج فرعی این نظریه می توان ارائه کرد عبارت اند از:

  • فرهنگ ها الگوی ساختارها و کنش هایی هستند که همراه با یکدیگر تکامل می یابند.
  • فرهنگ ها چندصدایی هستند.
  • فعالیت پژوهشی بخشی از عمل اجتماعی است.
  • برای درک ارتباطات داخل فرهنگ ها یا میان آنها لازم است به توصیف بافت فرهنگی اقدام کنیم. (گادیکانست،1396: 41)

شاید مهمترین نتیجه ای که از این نظریه می توان استفاده کرد همین نتیجه اخیر در نظریه مدیریت معناست. این نتیجه به درستی با ما می آموزد که برای داشتن درکی صحیح از یک جامعه باید به توصیف آن بپردازیم. کاری که در نظریه وجهه-مذاکره انجام می شود ارائه گزاره هایی است که توصیفی مفهومی از آن جامعه بر اساس ویژگی عام و کلانشان ارائه می کند.

نظریه رمزگان گفتار

از جمله نظریاتی که به نوعی در نظریات بعدی و از جمله نظریه وجهه-مذاکره موثرند نظریه رمزگان گفتار فیلیپسن است. او می گوید: «کارکرد ارتباطات در ارتباطات فرهنگی عبارت است از حفظ موازنه سالم بین نیروهای فردگرایی و اجتماع و ایجاد احساس هویت مشترک که حافظ منزلت، آزادی و خلاقیت فردی است. این کارکرد از طریق حفظ موازنه یا تعادل بین دو فرآیند فرعی ارتباطات فرهنگی یعنی 1.آفرینش و2. تایید هویت مشترک انجام می پذیرد. (گادیکانست،1396: 41) ارتباطات فرهنگی در بردارنده مکالمات است و از طریق آن ها افراد در این مورد به مذاکره می پردازند که چگونه با یکدیگر زندگی کنند»(گادیکانست،1396: 42). رمزگان گفتار به لحاظ فرهنگی در واقع، رفتار ارتباطی است. فرض این نظریه آن است که مکالمات جمعی به طور ضمنی بر رمزگان متمایز ارتباطات دلالت دارند. (گادیکانست،1396: 42)

 فیلیپسن برای ارتباطات فرهنگی دو اصل ارائه می کند:

  1. هر مکالمه جمعی ردپای روش ها و معانی متمایز رفتار ارتباطی را در بر دارد و هر مکالمه جمعی واجد جنبه های فرهنگ- ویژه است.
  2. 2.                      ارتباطات منبعب اکتشافی و کنش مند برای کارکرد فرهنگی در زندگی افراد و اجتماعات است. کارکرد جمعی متضمن این است که افراد چگونه به عنوان اعضاء اجتماع باید زندگی کنند. ماهیت اکتشافی از آموختن معانی خاص توسط تازه واردان و کنش مندی از اجازه ورود در مکالمه جمعی دانسته می شود. (گادیکانست،1396: 42)

دیدگاه مبنایی هافستد

یکی دیگر از نظریه ها و دیدگاه هایی که در نظریه وجهه مذاکره بسیار مورد توجه قرار گرفته است دیدگاه هافستد است که در اینجا به خلاصه ای از آن اشاره می کنیم.

هافستد چهار بعد برای تفاوت های فرهنگی بر شمرده است:

  1. فرد گرایی جمع گرایی
  2. اجتناب از عدم قطعیت کم زیاد
  3. فاصله قدرت کم زیاد
  4. مردانگی زنانگی(گادیکانست،1396:  43)

وی سپس به شباهت ها و بیشتر به تفاوت های این دوگانه ها پرداخته است.

او ابتدا به تفاوت های فرهنگ فرد گرا و جمع گرا پرداخته و موارد زیر را ذکر کرده است؛ در فرهنگ فردگرا، بر اهداف فرد بیش از اهداف گروه تاکید می شود و افراد تنها دغدغه خود و خانواده خود را دارند. در فرهنگ جمع گرا، اهداف گروه بر اهداف فرد اولویت دارد، افراد به گروه های خودی یا جمعیت هایی تعلق دارند که تصور می رود در ازای وفاداری از آن ها مراقبت کنند.(گادیکانست،1396: 43)

وی گروه های خودی را چنین توضیح می دهد؛ گروه های خودی عامل تمایز فرهنگ های فردگرا و جمع گراست. آنها گروه هایی هستند که برای اعضاء خود مهم هستند و اعضاء برای آنها دست به فداکاری می زنند. فرهنگ های فردگرا گروه های خودی خاص زیادی دارند اما فرهنگ های جمع گرا گروه های خودی عام کمی دارند. (همان)

هافستد ضمن اشاره به مصادیقی از جوامع فردگرا و جمع گرا به نوع قوانین و قواعد آنها نیز اشاره می کند. «در جوامع فردگرا مانند ایالات متحده هنجارها و قواعد فردگرایانه حاکم اند اما در جوامع جمع گرا مانند کشورهای آسیایی هنجارها و قواعد جمع گرا حاکم اند»(گادیکانست،1396:  43-44)

از نظر هافستد، ویژگی های موثر بر تاثیر فردگرایی و جمع گرایی بر ارتباطات عبارت اند از:

  1. شخصیت
  2. ارزش های فردی
  3. خودتعبیری (گادیکانست،1396: 44)

هافستد،گرایش فرهنگ های فردگرا و جمع گرا به ارتباطات به لحاظ بافت را از منظر هال چنین ذکر می کند؛ «اعضای فرهنگ فردگرا به استفاده از از ارتباطات کم بافت و برقراری ارتباط به شیوه مستقیم تمایل دارند. ارتباطات کم بافت هنگامی برقرار می شوند که توده اطلاعات، در رمزگان صریح قرار داشته باشد. اعضای فرهنگ های جمع گرا به استفاده از پیام های پربافت و برقراری ارتباط غیرمستقیم تمایل دارند. ارتباطات پربافت هنگامی برقرار می شود که قسمت اعظم اطلاعات یا در بافت فیزیکی قرار داشته باشد یا در خود فرد درونی شده باشد و اطلاعات کمی در بخش رمزگذاری شده، صریح و منتشر شده پیام وجود دارد»(گادیکانست،1396:  44).

از نظر هافستد فرهنگ ها به لحاظ اجتناب از عدم قطعیت هم نیز متفاوت اند. او به نمونه ای از این تفاوت ها اشاره می کند:

«فرهنگ های که به شدت از عدم قطعیت اجتناب می ورزند دارای هنجارها و قواعد روشنی برای هدایت رفتار در همه موقعیت ها هستند. رفتار پرخاشگرانه قابل پذیرش اند ولی از آن اجتناب می کنند. تمایل به رسیدن به اجماع زیاد و رفتار منحرف قابل قبول نیست. فرهنگ هایی که به میزان اندک از عدم قطعیت اجتناب می ورزند هنجارها و قواعدشان مانند دیگری روشن و سخت نیستند»گادیکانست،1396: 44).

وی سپس مفهوم فاصله قدرت را تعریف می کند؛ فاصله قدرت عبارت از میزانی است که اعضاء ضعیف تر نهادها و سازمانها می پذیرند که قدرت به صورت نابرابر توزیع شده است. (گادیکانست،1396: 45)

تفاوت فرهنگ ها به لحاظ فاصله قدرت از نگاه هافستد عبارت اند از:

فرهنگ هایی که در آنها فاصله قدرت زیاد است قدرت را به عنوان بخشی از جامعه می پذیرند. بر قدرت قهری تکیه می کنند. در فرهنگ هایی که فاصله قدرت کم است قدرت مشروع قابل قبول است. (همان) مساوات گرایی و سلطه اجتماعی دو عامل در سطح فردی موثر بر ارتباطات اند.

از نظر هافستد تفاوت اساسی در فرهنگ های مردانه و زنانه در توزیع نقش های جنسیتی است.(گادیکانست،1396:  45) او سپس به تفاوت فرهنگ های مردانگی و زنانگی به شرح زیر می پردازد:

ویژگی جوامع متمایل به مردانگی:

نقش های جنسیتی در آنها به روشنی متمایزند. یعنی مردان جسور، خشن و متمرکز بر کسب موفقیت های مادی و زنان با حالت فروتنانه و ملایم و متوجه به افزایش کیفیت زندی تصور می شوند. برا نمایش عملکرد بلندپروازی و جسارت ارزش قائل اند.(همان)

ویژگی جوامع متمایل به زنانگی:

نقش های جنسیتی در آن همپوشانی دارند. یعنی هم مرد و هم زن فروتن و ملایم بوده و به افزایش کیفیت زندگی معطوفند. برای کیفیت زندگی، خدمت رسانی، توجه به دیگران و امور تربیتی ارزش قائل اند.(همان)

پس از ذکر نظریه های مبنایی مرتبط با نظریه وجهه مذاکره به شرح این نظریه می پردازیم.

نظریه وجهه مذاکره

گادیکانست به عنوان مقدمه این نظریه می گوید: هنجارها و ارزش های فرهنگی بر چگونگی حفظ وجهه اعضاء فرهنگ ها و مدیریت منازعات تاثیر می گذارند و در واقع شکل دهنده رفتار آن ها در چنین موقعیت هایی هستند. نظریه چهره مذاکره بر منازعه متمرکز است. تینگ تومی معتقد است منازعه فرآیند چهره-مذاکره است که به موجب آن افرادی که درگیر منازعه می شوند دارای هویت های مبتنی بر موقعیت بوده و یا حفظ آبرویشان تهدید شده یا زیر سوال رفته است. (گادیکانست،1396: 46) 

گادیکانست چهره را چنین تعریف می کند:

چهره یا آبرو احساس برخورداری از ارزش اجتماعی مطلوبی است که فرد از دیگران در مورد خود انتظار دارد. (همان: 46)

گادیکانست در ادامه، استراتژی های حفظ چهره در انواع فرهنگ های فرد-جمع گرا و فاصله قدرت کم- زیاد را به نحو کلی ذکر می کند:

  • فرهنگ جمع گرا: دارای استراتژی های حفظ آبروی غیرگرا، استفاده بیشتر از استراتژی های منازعه رابطه ای و فرآیند-محور، تاکید بر حفظ آبروی دیگری در این فرهنگ به استفاده از شیوه های منازعه اجتناب آمیز و اجبارآمیز و روش های رابطه ای حل منازعه منجر می شود.
  • فرهنگ فردگرا: استراتژی های حفظ آبروی خودگرا، تمایل بیشتر به استفاده از استراتژی های منازعه اصولی تر و پیامدمحور، تاکید بر حفظ آبروی خود در این فرهنگ به استفاده از شیوه های منازعه سلطه آمیز و رقابت آمیز و روش های اصولی حل منازعه منجر می گردد.
  • فاصله قدرت کم: دفاع و مطالبه بیشتر حقوق فردی خود، سعی بیشتر در به حداقل رساندن فاصله اقدام-تمکین از طریق تعاملات مبتنی بر اطلاعات، اعضاء بالامرتبه از استراتژی های مستقیم کلامی بیش تر استفاده می کنند.
  • فاصله قدرت زیاد: انجام مسوولانه تر وظایف محوله ، علاقه بیشتر به تعاملات حفظ آبروی جایگاه خود ، اعضاء بالامرتبه از استراتژی های حفظ آبروی غیرمستقیم کلامی بیشتر از اعضاء پایین مرتبه استفاده می کنند. (همان:  46-47)

تینگ تومی که نظریه پرداز وجهه مذاکره است فرضیاتی را به عنوان فرضیات اصلی ارائه می کند:

  • فرهنگ نظام آموخته شده ای از معانی است که حس ویژه ای از هویت مشترک و ارتباط را در میان اعضاء می پروراند. فرهنگ یک چارچوب پیچیده از منابعی است شامل الگوها، سنت ها، باورها، ارزش ها، هنجارها، نمادها و معانی که از طریق تعامل اعضاء یک جامعه به درجات گوناگونی به اشتراک گذاشته می شود.  فرهنگ بر ارتباطات اثر می گذارد و ارتباطات فرهنگ را تحت تاثیر قرار می دهد. از طریق ارتباطات است که فرهنگ آموخته می شود، تعدیل می شود و از نسلی به نسل دیگر منتقل می گردد.
  • تعارض میان فرهنگی زمانی رخ می دهد که عوامل عضویت گروه فرهنگی ما بر فرآیندهای تعارضی ما با عضوی از یک فرهنگ متفاوت در سطوح خودآگاه و ناخودآگاه اثر می گذارد.
  • تفاوت در عضویت فرهنگی می تواند شامل تفاوت در سطوح عمیق تری مانند باورها و ارزش های فرهنگی باشد. (همان: 156)

از نظر تینگ تومی هر نوع از تعارض یک پدیده پراحساس تهدید کننده چهره است. (همان:  156)

او معتقد است، تفاوت های تعارضی واقعی در ارتباط با توجه به سرخوردگی عاطفی شکل گرفته، به سه هدف تعارضی مهم مرتبط است: محتوا، روابط، هویت. وی سپس به توضیح درباره این اهداف می پردازد:

  • اهداف تعارضی محتوا به موضوعات اساسی بیرونی افراد درگیر برمی گرد. مانند اختلاف در محل برگزاری جلسه تجاری،
  • اهداف تعارضی رابطه به چگونگی تعریف افراد از یک رابطه ویژه در یک رخداد تعارضی بر می گردد. مانند صمیمی و غیر صمیمی، رسمی و غیر رسمی مثلا ممکن است ارسال یک پیام غیر رسمی به فرد، تهدیدی برای چهره تلقی شود.
  • اهداف تعارضی مبتنی بر هویت حول مسائل مربوط به پذیرش-ردکردن، احترام بی احترامی، تایید و عدم تایید افراد در موقعیت های تعارضی بر می گردد. این اهداف رابطه مستقیم با موضوعات حفظ وجهه دارد و با الگوهای ارزشی و اعتقادی در ارتباط اند. مانند اختلاف در آموزش عقاید مذهبی به فرزند بین زوجین از دو مذهب. (همان: 156- 157)

اما چه زمانی از دست رفتن وجهه وقتی اتفاق می افتد؟  زمانی که ما به صورتی رفتار می کنیم که هویت مورد انتظاری را که ادعا می کنیم در یک شرایط تعارضی به چالش کشیده می شود یا نادیده گرفته می شود. رخداد تهدید چهره به صورت کوتاه در واقع رخداد نقص انتظار هویت است. (همان:158)

تینگ تومی هفت فرضیه نظری برای وجهه-مذاکره ذکر می کند:

  1. مردم در همه فرهنگها برای حفظ و مذاکره وجهه در تمام موقعیت های ارتباطی تلاش می کنند.
  2. مفهوم وجهه به ویژه در موقعیت های عاطفی(مانند خجالت) آسیب پذیر و مسئله ساز است.
  3. ابعاد تنوع فرهنگی فردگرایی-جمع گرایی و فاصله قدرت کم-زیاد جهت گیری ها، حرکت ها، محتویات و سبک های وجهه سازی را شکل می دهد.
  4. فردگرایی-جمع گرایی ترجیحات افراد برای وجهه سازی، جهت گیری به خود و وجهه سازی جهت گیری به دیگران را شکل می دهد.
  5. 5.                      اولویت های وجهه سازی افراد در اشکال فاصله قدرت کم-زیاد مبتنی بر سلسله مراتب افقی در مقابل سلسله مراتب عمودی است.
  6. ابعاد تنوع فرهنگی در ارتباط با فاکتورهای فردی (خودتفسیری) رابطه ای (صمیمیت) و موقعیتی (برجستگی موضوعی) بر کاربرد رفتارهای وجهه سازی ویژه در مراحل فرهنگی ویژه تاثیر دارد.
  7. صلاحیت وجهه سازی میان فرهنگی به ادغام بهینه دانش، آگاهی و مهارت های ارتباطی در مدیریت تعارضی مبتنی بر هویت به شکل مناسب و موثری مربوط می شود. (همان:  159)

تینگ تومی شاخه های موضوعی اصلی وجهه سازی یا طبقه بندی وجهه سازی را به شرح ذیل معرفی می نماید:

  1. جهت گیری ها و نگرانی های چهره-نگرانی اولیه برای خود، برای دیگری یا برای هردو.
  2. حرکات چهره یا الگوهای حرکتی چهره- خواه چره دفاعی ذخیره شده ، نگهداشته شده یا به روز شده باشد.
  3. استراتژی های تعاملی وجهه سازی-تاکتیک های متنوع کلامی و غیر کلامی برای ذخیره و یا افتخار چهره.
  4. سبک های ارتباطی تعارضی-گرایش عمومی رفتاری که در طی فرآیندهای مذاکره تعارضی واقعی استفاده می شود.
  5. محدوده محتوایی چهره-تفاوت انواع چهره یا تاکیدها. (همان:160)

تینگ تومی قبل از اینکه به شرح استراتژی های تعارضی ارتباطات بپردازد چند مفهوم را تعریف می کند:

  • جهت گیری های چهره: تمرکز چهره را در ارتباط مستقیم با انرژی و توجهی که به پیام های تعارضات بعدی خواهد داشت تعیین می کند.
  • خودانگاره: نگرانی محافظت کننده یک شخص از تصویر خود است. وقتی که چهره اش در موقعیت های تهدیدآمیز تهدید می شود
  • دیگر انگاره: نگرانی و یا در نظر داشتن تصویر تعارض دیگری در یک موقعیت تعارضی است.
  • چندانگاره: هم به تصاویر از دیگران و هم به تصویر از رابطه مرتبط است. (همان:  160)

استراتژیها در فرهنگ های فرد و جمع گرا:

فردگرایان یا افراد مستقل گرایش بیشتر به حفظ یا نگهداشت تصاویر خودانگاره در یک رخداد تعارضی دارند.

جمع گرایان یا افراد وابسته بیشتر به انطباق تصاویر دیگر انگاره یا حفظ تصاویر چندانگاره در یک تضاد تمایل دارند. (همان: 161)

او در ادامه استراتژی های را ذکر می کند که قبلا در دیدگاه هافستد ذکر شد.

تینگ تومی در ادامه بحث اشاره ای به حوزه های جغرافیایی فردگرایی و جمع گرایی می کند. او می گوید، فردگرایی بیشتر در شمال و غرب اروپا و شمال آمریکا وجود دارد. جمع گرایی در آسیا، آفریقا، خاورمیانه، آسیای مرکزی و آمریکای جنوبی و جزایر اقیانوس آرام وجود دارد. فردگرایی یک سوم و جمع گرایی دو سوم جمعیت جهان را شامل می شود. (همان:  162)

تینگ تومی بعد از ذکر اوصاف فرهنگ های فردگرایی و جمع گرایی به بعد ارزشی فاصله قدرت می پردازد. فاصله قدرت در سطح تحلیل ارزش فرهنگی به تفاوت پایگاهی و سلسله مراتب اجتماعی اشاره دارد او معتقد است؛ «از آنجا که فرآینده چهره-مذاکره مستلزم تعامل قدرت میان گروه های متعارض است بعد ارزشی فاصله قدرت از بعد فردگرایی جمع گرایی مهم تر است.»(همان: 162)

وی سپس استراتژی های تعارضی ارتباطی در فرهنگ های فاصله قدرت کم و زیاد را بر اساس دیدگاه هافستد تکرار می کند. البته او اضافه می کند؛ در موقعیت کاری فاصله قدرت کم قدرت بطور مساوی توزیع شده است. زیر دستان انتظار دارند با آنها مشورت شود و مدیر ایده آل یک فرد دموکرات مدبر است. در موقعیت کاری فاصله قدرت زیاد، قدرت یک سازمان در سطح مدیریتی بالا متمرکز است. زیر دستان انتظار دارند به آنها کفته شود چه کاری انجام دهند و مدیر ایده آل نقشی مقتدر و خیر اندیش را بازی می کند. (همان: 162)

تینگ تومی به حوزه جغرافیایی فرهنگ های با فاصله قدرت کم و زیاد هم اشاره ای می کند. او اتریش، اسرائیل (غاصب)، دانمارک، نیوزیلند، ایرلند، سوئد، نروژ را با فاصله قدرت کم و مالزی، گواتمالا، پاناما، فیلیپین، مکزیک، ونزوئلا و کشورهای عربی را با فاصله زیاد معرفی می نماید. (همان: 162-163)

از نظر وی ایالات متحده و کشورهای لاتین و بریتانیا جزء رویکرد پایگاه اکتسابی اند. اینها فرهنگها بر دو ارزش آزادی و نابرابری کسب شده تاکید دارند. او کشورهای آمریکای جنوبی (مکزیک، ونزوئلا، برزیل، شیلی)، کشورهای آسیایی (هند، ژاپن، چین، کره جنوبی) و عرب (مصر، عربستان سعودی، اردن) و کشورهای آفریقایی (نیجریه و اوگاندا) را دارای رویکرد خیراندیشی می داند. به دیگران بعنوان اعضاء یک سلسله مراتب نگاه می کنند. متعهد به دو ارزش نابرابری و تعهد. (همان: 163)

تینگ تومی  وجهه سازی در فرهنگ های با فاصله قدرت کم را اغلب با تعامل وجهه سازی مبتنی بر حرکت افقی با هدف به حداقل رساندن تفاوت پایگاه و سلسله مراتب اجتماعی می داند. همین امر در فرهنگ های با فاصله قدرت زیاد، مبتنی بر حرکت عمودی مطابق با عنوان، رتبه یا نقش های سلسله مراتبی است. (همان)

تینگ تومی اشاره ای هم به نقش زبان در مقوله فاصله قدرت می کند؛ «ارزش فاصله قدرت اغلب از طریق عادات زبانی یک اجتماع فرهنگی نشان داده می شود. مانند بکاربردن تعبیر شما و تو در خطاب به طرف مقابل که اولی برای موقعیت های رسمی و دیگری برای موقعیت های صمیمی است»(همان: 164)

تینگ تومی می گوید با اینکه هافستد به جدایی مفهومی فرد-جمع گرایی و فاصله قدرت کم-زیاد اعتقاد دارد اما آنها در ارتباط اند به این معنا که فردگرایی با فاصله قدرت کم و جمع گرایی با فاصله قدرت زیاد همراه است. (همان:  164) این باعث ساده تر شدن بررسی فرهنگ جوامع می شود چرا که ما با دو گزینه بیشتر مواجه نیستیم:

  1. جوامع با فرهنگ فردگرایی و فاصله قدرت کم
  2. جوامع با فرهنگ جمع گرایی و فاصله قدرت زیاد

تینگ تومی در ادامه قواعد نظری برای فرآیند تهدید چهره یا (اف تی پی) ذکر می کند که برای پیش بینی میزان واکنش طرف مقابل حائز اهمیت است. این قواعد عبارت اند از:

  1. اگر قانون وجهه سازی مناسب فرهنگی مهم تری زیرپاگذاشته شود (اف تی پی) با شدت بیشتر درک می شود.
  2. فاصله فرهنگی بیشتر بین دو طرف تعارض بی اعتمادی و سوء تفاهم(اف تی پی) را انبوه تر می نماید.
  3. هرچه موضوع تعارض مهم تر یا تقاضای تعارض تحمیلی باشد مانند تفسیر از زوایایی گوناگون فرهنگی، درک (اف تی پی) شدیدتر می شود.
  4. هرچه آغازگر تعارض نفوذ بیشتری روی دریافت کننده تعارض داشته باشد (اف تی پی) توسط دریافت کننده تعارض بیشتر درک می شود.
  5. هرچه (اف تی پی) آسیب یا ضرر بیشتری تولید کند زمان و تلاش بیشتری برای بازسازی آن لازم است.
  6. هرچه کنشگر به عنوان مسوول مستقیم آغاز کننده چرخه تعارض در نظر گرفته شود همان قدر به عنوان فرد پاسخگو در (اف تی پی) می باشد.
  7. هرچه بیشتر کنشگر به عنوان یک عضو خارج از گروه در نظر گرفته شود (اف تی پی) به همان شدت بیشتر درک می شود. (همان:  166)

تینگ تومی هم به تبع هافستد به استرتژی های کلامی کم بافت و پربافت در استراتژی های تعاملی وجهه سازی پرداخته و همان مباحث قبل را مورد تاکید قرار می دهد.

تینگ تومی سپس به یک دسته بندی در مورد رفتارهای تحت استراتژی های حفظ چهره میان فرهنگی می پردازد و آنها را در سه دسته کلی تسلط گرایی، اجتناب و یکپارچه سازی بیان می کند. توضیح دسته ها به شرح زیر است:

  • رفتارهای تسلط گرایی(رفتارهای پرخاش گرانه و دفاعی)

وجهه سازی مسلط بر ارائه یک تصویر معتبر و خواستار پیروزی در تعارض در مقابل استراتژی های رقابتی بالا/پایین برای کابرد استراتژی های تعاملی پرخاش گرایانه و دفاعی تمرکز می کند.

  • رفتارهای اجتناب( اجتناب کردن، ارائه دادن، در جستجوی کمک به شخص ثالث بودن، تظاهر کردن)

وجهه سازی اجتناب بر حفظ هماهنگی رابطه نه به وسیله برخورد مستقیم با تعارض تاکید دارد.الزام نیازهای افراد دیگر، وانمود کردن به یک ظاهر درخشان بیشتر از تعارض و به دنبال کمک به شخص ثالث بودن برخی شیوه های وجهه سازی اجتناب است.

  • رفتارهای یکپارچه سازی( عذرخواهی، به خطر انداختن، توجه به دیگران، مکالمه خصوصی، آرامش باقی مانده، صحبت کردن درباره مشکلات)

وجهه سازی یکپارچه بر هردو نتیجه محتوا هم تعارض و هم اهمیت حفظ روابط تاکید می کند. برخی استراتژی های محافظتی چندانگاره یکپارچه می تواند شامل گوش کردن به فکر، گفتگوهای مشترک و حل مشکل منافع متقابل باشد. (همان:  167-168)

تینگ تومی در ادامه بحث کارکرد استراتژی های وجهه سازی را نیز مورد توجه قرار داده و به شرح زیر بیان می کند:

  1. خنثی نمودن یک تعارض با اجتناب و تاکتیک های سازش
  2. شدیدتر کردن یک تعارض با تاکتیک های پرخاش گری منفعل و مستقیم
  3. ترمیم آسیب دیده از طریق بهانه تراشی و توجیه کردن
  4. بهبود رابطه شکسته شده با عذرخواهی و کمک به شخص سوم باشد. (همان: 168)

تینگ تومی دو استراتژی وجهه سازی دیگر با نام استراتژی پیشگیرانه و استراتژی ترمیمی را نیز معرفی می کند.

استراتژی وجهه سازی پیشگیرانه به رفتارهای ارتباطی طراحی شده برای راحت تر کردن یا سخت نمودن رخداد از دست دادن وجهه که یک شخص ضعیف و آسیب پذیر را پیش بینی خواهد کرد اشاره دارد. (همان:  169)

انواع استراتژی وجهه سازی پیشگیرانه :

  1. اعتبار دادن: عبارات مقدماتی تاییدی بر به رسمیت شناختن نقش یا پایگاه یک نفر قبل از فرستادن اظهار نظرهایی که به صورت بالقوهبه چهره آسیب می رساند. مانند چون من مربی شما هستم به شما می گویم….
  2. تعلیق تجدید نظر قضاوت: عبارات تجدید نظری مستقیم برای تعلیق قضاوت زودهنگام مانند قبل از اینکه تصمیم بگیری به من گوش کن…
  3. پیش افشاگری: عبارات به هم پیوسته /محدود کننده ارتباطی در تبادل برای پشتیبانی و درک یک افشاگری وجهه خود عامل مانند از آنجایی که همه ما گاهی خود را گول می زنیم به شما می گویم….
  4. پیش عذرخواهی: پوزش هایی با محو نمودن خود یا نارضایتی از خود برای پایین آوردن انتظارات و تسکین دادن شرم نهفته در چهره مانند قبل از شروع سخن عذرخواهی مرا بپذیرید….
  5. طفره رفتن: عبارات فریبکارانه حق به جانب برای کاهش از دست دادن وجهه مانند شاید اینجا راه را ندانم اما بیرون از اینجا حرفم را گوش کنید…
  6. سلب مسوولیت: عبارت های پیش امتیاز دهنده که برای نرم کردن یا دور زدن انتقادات بالقوه استفاده وجهه استفاده می شود. مانند از آنجایی که همه شما متخصص هستید و من یک تازه کارم…. (169-170)

استراتژی وجهه سازی ترمیمی به رفتارهای طراحی شده برای ترمیم آسیب یا از دست دادن وجهه و در پاسخ به اتفاقاتی که در حال رخ دادن است اشاره دارد. این استراتژی گذشته گراست. (همان:  170)

انواع استراتژی های ترمیمی:

  1. پرخاش گری مستقیم: شامل فریاد کلامی، جیغ کشیدن یا خشونت فیزیکی برای ترمیم از دست دادن وجهه.
  2. بهانه ها: ازائه حساب و یا توضیحات برای اینکه مسئولیت شخصی بابت رفتار توهین آمیز عامل به حداقل برسد مانند من نمی خواستم قرارداد را امضا کنم ولی مجبورم کرده اند…
  3. توجیه ها: ارائه حساب و یا توضیحات که رفتار از دست دادن وجهه را بی اهمیت جلوه می دهد مانند قرار داد را امضاء می کنم ولی این یک قرار داد سامه است نه بیشتر…
  4. شوخ طبعی: شامل لبخند به اشتباهات یا به شوخی گرفتن افراد دیگر یا تشویق کردن دیگران برای سبک شمردن.
  5. بازسازی فیزیکی: تلاش برای تعکیر آسیب های فیزیکی مانند پاک کردن سریع نشت قهوه.
  6. پرخاش گری منفعل: شامل انکار، فراموشی، گیج شده عمل کردن، سرزنش کردن منفعل، طعنه زدن، شکایت به شخص سوم و غیره
  7. اجتناب: نوعی اجتناب برای فاصله فیزیکی از موقعیت از دست دادن وجهه.
  8. پوزش: ابراز شفاعت وجهه برای کاهش احساس گناه یا شرم. (همان: 170-171)

تینگ تومی در ادامه به اینکه هر یک از فرهنگ ها به کدامیک از این دو استراتژی(پیشگرانه و ترمیمی) تمایل دارند می پردازد:

فردگرایان به دلیل اولویت هویت وجهه خودشان بیشتر به استفاده از استراتژی های ترمیمی خودانگاره از قبیل توجیه و عذر و بهانه برای بازگرداندن وجهه استفاده می کنند. آنها در صورت قدردانی از وجهه شان، با حساب های غیرموقعیتی از آن استقبال می کنند. و در صورت تهدید از حساب موقعیتی استفاده میکنند.

جمع گرایان بیشتر از استراتژی های پیشگیرانه خودانگاره، مانند تکذیب نامه ها، پیش عذرخواهی برای دفع تهدیدات وجهه استفاده می کنند. وقتی مورد قدردانی قرار می گیرند از حساب های موقعیتی مانند تلاش برای کار گروهی بهره می برند. اما اگر تهدید شوند از حساب های غیرموقعیتی بهره می برند مثل حواله حل مشکل در کارهای بعدی. (همان: 171)

تینگ تومی بعد از بیان استراتژی های تعارضی در فرهنگ های مختلف به معرفی سبک های ارتباط تعارضی می پردازد. او می گوید: سبک تعارض، درون فرآیند جامعه پذیری اولیه گروه فرهنگی یا قوم فرد آموخته می شود. (همان: 172) از نظر او دو سبک تعارضیِ «نگرانی برای خود» و «نگرانی برای دیگران» وجود دارد.

تینگ تومی در مجموع هشت سبک منازعات میان فردی نیز معرفی می کند:

  1. تسلط گرایی: بالاتر قرار دادن موقعیت یا هدف یک فرد نسبت به دیگران،
  2. اجتناب ورزی: طفره رفتن از موضوعات، افراد و موقعیت های تعارضی،
  3. التزام: اظها نگرانی برای علایق تعارضی دیگران،
  4. سازش کردن: گرفتن و دادن امتیاز در جهت رسیدن به یک نقطه میانی توافق آمیز در موضوع مورد مناقشه،
  5. یکپارچه سازی: نیاز و نگرانی نسبت به حل تعارض بین خود و دیگری،
  6. تجلی عاطفی، استفاده از احساسات برای هدایت رفتارهای ارتباطی در حین تعارض،
  7. کمک شخص ثالث: استفاده از فرد بیرونی برای میانجیگیری در تعارض( بخصوص در جمع گرایانه فاصله قدرت زیاد). با توجه اینکه واسطه، دارای موقعیت بالایی است و با دو طرف رابطه خوب دارد،
  8. غفلت، استفاده از پاسخ پرخاش رانه منفعل در کنار تعارض و هم زمان گرفتن یک واکنش مستقیم از طرف دیگر تعارض. (همان: 172- 174)

اما چه افرادی به چه سبک های تعارضی تمایل دارند؟ تینگ تومی با توجه به تحقیقاتی که در جامعه آمریکا صورت گرفته می گوید: آمریکایی های آسیایی تبار و آمریکای لاتین در ایالات متحده و آمریکایی های آفریقایی تبار به استراتژی شخص ثالث و اجتناب تمایل دارند. مهاجران آسیایی به اجتناب متمایل اند. (همان:  174)

سوالی که اینجا قابل طرح است این است که افراد چه نوع خواسته های وجهه ای دارند. آیا فردگرایان و جمع گرایان دارای تمایلات وجهه ای مختلفی هستند؟

تینگ تومی شش خواسته یا نیاز (محتوای) وجهه ای به شرح زیر معرفی می کند:

  1. وجهه خودمختار: به نیاز ما برای تایید دیگران، خودکفایی حریم خصوصی، مرز، عدم تحمیل و غیره مرتبط است.
  2. وجهه شمول/شامل: به نیاز ما به دیگران برای رسمیت شناختن اینکه ما همراهان شایسته و قابل قبولی هستیم مرتبط است.
  3. وجهه تصدیقی: به نیاز ما به دیگران برای تحسین اموال و منابع مادی، جذابیت، شهرت و غیره مرتبط است.
  4. وجهه مطمئن / قابل اطمینان: به نیاز ما به دیگران برای درک اینکه ما امین، قابل اعتماد، معتبریم مرتبط است.
  5. وجهه شایستگی: به نیاز ما به دیگران برای به رسمیت شناختن ویژگی ها و توانایی های اجتماعی مانند هوش، مهارت، تخصص، رهبری و غیره مرتبط است.
  6. وجهه اخلاقی: به نیاز ما به دیگران برای احترام گذاشتن به احساس درستکاری، عزت، افتخار و غیره مرتبط است. (همان: 174-175)

از نظر تینگ تومی فردگرایان بر حوزه خودمختاری، عدالت فردی تاکید دارند و جمع گرایان بر دامنه شمول، احساسات اجتماعی مانند شرم و افتخار جمعی متمایل اند. (همان: 176)

تینگ تومی پس از ارائه بررسی های خود در سطح فردی، نظریاتش را در سطح فرهنگی اعلام می کند. او ابتدا چند فرضیه در سطح فرهنگی ارائه می نماید

  • فردگرایان مانند آمریکایی ها به استفاده مستقیم و رفتارهای تعارضی خود انگاره مانند تسلط و سازش کردن تمایل دارند. جمع گرایان مانند چین و تایوان به استفاده غیر مستقیم و رفتارهای دیگر انگاره مانند اجتناب ورزی و التزام تمایل دارند.
  • فردگرایی و جمع گرایی تاثیر مستقیمی روی سبک های تعارضی دارد.
  • نگرانی خودانگاره با سبک های تعارضی تسلط گرا و نگرانی دیگر انگاره با سبک های تعارضی اجتناب و یکپارچه سازی ارتباط مثبت دارد. (همان:177-178)

تینگ تومی سپس 12 گزاره مهم با محوریت خودانگاره و دیگر انگاره و همچنین سبک های تعارضی در فرهنگ های فرد گرا و جمع گرا در سطح فرهنگی مطرح می سازد که به شرح زیر اند:

  1. اعضای فرهنگ های فردگرا به بروز شدن درجه بیشتری از حفظ خودانگاره در مقابل اعضای فرهنگ های جمع گرا گرایش دارند.
  2. اعضاء فرهنگ های جمع گرا به بروز دادن درجه بیشتری از حفظ دیگر انگاره در مقابل اعضاء فرهنگ های فردگرا گرایش دارند.
  3. اعضاء فرهنگ های جمع گرا به بروز دادن درجه بیشتری از حفظ چندانگاره در مقابل اعضاء فرهنگ های فردگرا گرایش دارند.
  4. اعضاء فرهنگ های فردگرا به کاربرد مستقیم استراتژی های وجهه ساز تسلط گرایی در موقعیت های تعارضی در مقابل اعضای فرهنگ های جمع گرا گرایش دارند.
  5. اعضاء فرهنگ های جمع گرا به کاربرد از استراتژی های وجهه سازی اجتناب در مقابل اعضای فرهنگ های فردگرا گرایش بیشتری دارند.
  6. اعضاء فرهنگ های جمع گرا به کاربرد استراتژی های وجهه سازی یکپارچه شدن در مقابل فرهنگ های فردگرا گرایش بیشتری دارند.
  7. اعضاء فرهنگ های فرد گرا به کاربرد سبک های منازعاتی رقابت تسلط در مقابل فرهنگ های جمع گرا گرایش بیشتری دارند.
  8. اعضاء فرهنگ های فردگرا به کاربرد سبک های منازعاتی احساسات گویا در مقابل فرهنگ های جمع گرا گرایش بیشتری دارند.
  9. اعضاء فرهنگ های فردگرا به کاربرد سبک های منازعاتی حاضرجوابی و پرخاش گر در مقابل فرهنگ های جمع گرا گرایش بیشتری دارند.
  10. اعضاء فرهنگ های جمع گرا به کاربرد سبک های منازعاتی اجتناب در مقابل فرهنگ های فردگرا گرایش بیشتری دارند.
  11. اعضاء فرهنگ های جمع گرا به کاربرد سبک های منازعاتی التزام در مقابل فرهنگ های فردگرا گرایش بیشتری دارند.
  12. اعضاء فرهنگ های جمع گرا به کاربرد سازش گری با سبک های منازعاتی یکپارچگی در مقابل فرهنگ های فردگرا گرایش بیشتری دارند. (همان: 179-180)

پس از ارائه گزاره های سطح فرهنگی، تینگ تومی به ارائه فرضیاتی با محور خودادراکی در سطح فردی و ذکر تمایل فرهنگ ها به اقسام خودادراکی ها می پردازد:

  • خود ادراکی یکی از عوامل فردی مهم است که روی تنوع درون و بیرون فرهنگی تمرکز می کند. خود ادراکی یک تصویر از خود است که خود مستقل و وابسته را می سازد. ادراک مستقل شامل این دیدگاه است که یک فرد یک نهاد یگانه با فهرستی از احساسات، شناخت و انگیزه است. در مقابل، ادراک وابسته از خود شامل تاکید روی اهمیت ارتباط رابطه یا درون گروهی است. خود ادراکی مستقل عمدتا با مردم فرهنگ های فرد گرایانه در ارتباط است در حالی که خود ادراکی وابسته عمدتا با مردم فرهنگ های فردگرایانه در ارتباط است.
  • هردو بعد خود بدون در نظر گرفتن هویت فرهنگی در درون هر فرد وجود دارد.
  • دریافت سبک های رقابت تسلط ارتباط مثبتی با خودادراکی مستقل دارند.
  • سبک های اجتناب التزام و سازشکاری و نگرانی خودانگاره ارتباط مثبتی با خودادراکی وابسته دارند.
  • سبک تعارض یکپارچه سازی و نگرانی دیگر انگاره به خودادراکی وابسته نزدیکتر است. (همان: 181)

تینگ تومی به چهار نوع خودادراکی در میان اقوام آمریکایی و تمایلات آنها در دو زمینه از آنها نیز اشاره می کند:

  1. ادراک دوگانه: سبک تعارض یاپارچگی و سازش گری، احساسی رسا، اجتناب و التزام
  2. جهت گیری مستقل
  3. جهت گیری وابسته
  4. جهت گیری دو سوگیرانه: کمک شخص ثالث، غفلت. (همان:  182)

تینگ تومی در ادامه به رابطه استراتژی ها، سبک های تعارضی و خودادراکی در سطح فرهنگی توجه نموده و ده گزاره مربوطه را در سطح فرهنگی مطرح می سازد که به شرح ذیل است:

  1. .حود مستقل با مفهوم خود انگاره ارتباط مثبتی دارد.
  2. 14                  .خود وابسته با مفهوم دیگر انگاره چند انگاره ارتباط مثبتی دارد.
  3. 15                  .حفظ خودانگاره با مفهوم رقابت تسلط ارتباط مثبتی دارد.
  4. 16                  .حفظ دیگر انگاره با مفهوم اجتناب التزام ارتباط مثبتی دارد.
  5. 17                  .حفظ دیگر انگاره با مفهوم سازش کردن یکپارچگی ارتباط مثبتی دارد.
  6. 18                  .نوع خودادراکی مستقل با سبک های منازعاتی رقابت تسلط ارتباط مثبتی دارد.
  7. 19                  .نوع خود ادراکی وابسته با سبک های منازعاتی اجتناب التزام ارتباط مثبت دارد.
  8. 20                  .نوع خودادراکی وابسته با سبک منازعاتی سازش کردن یکپارچگی ارتباط مثبتی دارد.
  9. 21                  .ادراک دوگانه با سبک منازعاتی سازش کردن یکپارچگی ارتباط مثبت دارد.
  10. 22                  .نوع دوسوگرایی با سبک های منازعاتی غفلت شخص ثالث ارتباط مثبت دارد. (همان: 182-183)

تینگ تومی به استراتژی های تعارضی در موقعیت نیز توجه دارد لذا ابتدا فرضیاتی را در این باب ارائه می کند. او در اینجا به مفهوم درون گروهی برون گروهی که مفهوم مهمی در این بخش است توجه ویژه می کند.

  • ارزش های فرهنگی و ویژگی های شخصیتی هنجارهای رابطه ای و موقعیتی در رخداد تعارضی تعاملی را تحت تاثیر قرار می دهند،
  • عوامل رابطه ای مانند ( مدت ارتباط، آشنایی، صمیمیت، پویایی قدرت) همراه با عوامل موقعیتی ( اهمت تعارض، شدت، اهداف تعاملی و تنظیم های دولتی و خصوصی) می تواند تاثیر عمیقی بر سبک های تعارضی داشته باشد،
  • یکی از عوامل رابطه ای مهم مفهوم درون گروهی- برون گروهی است،
  • درون گروه ها گروه هایی از افراد جامعه اند که خودشان را در برخی از ویژگی ها مانند باورهای دینی و ارزش ها مشترک می بینند،
  • برون گروه ها افراد هستند که اعضاء درون گروهی به عنوان غیر مرتبط با خودشان نا آشنا با دیگران برمبنای نابرابری یا تهدید در نظر می گیرند،
  • فرهنگ های جمع گرا به تفکیک درون گروهی برون گروهی بیشتر اهمیت می دهد. (همان: 183-184)

از نظر تینگ تومی تمایل افراد به استراتژی ها و سبک های تعارضی به نسبت منازعات درون گروهی و برون گروهی متفاوت است. او می گوید: افراد خودمستقل و فردگرا در برخورد با منازعات درون و برون گروهی نگرانی های خودانگاره بیشتر و دیگر انگاره کمتری دارند. افراد وابسته و جمع گرا در تعارضات درون گروهی نگرانی های دیگر انگاره و در تعارضات بالای برون گروهی نگرانی های خودانگاره دارند. جمع گرایان به تقسیم پاداش مساوی بدون لحاظ تفاوت های فردی اند اما فردگراها شایستگی های فردی را لحاظ می کنند. (همان: 184)

گزاره های سطح موقعیتی جزء آخرین مباحثی است که تینگ تومی در مقاله خود به آن می پردازد و بدین ترتیب 24 گزاره مهم نظریه وجهه- مذاکره به پایان می رسد. او دو گزاره زیر را برای سطح موقعیتی مطرح می سازد:

  • .فردگرایان و شخصیت های مستقل به بیان درجه بیشتری از نگرانی های نگهداشت خودانگاره و نگرانی های کمتر در نگهداشت دیگر انگاره در برخورد با موقعیت تعارضی هم برای درون گروه و برون گروه تمایل دارند.
  • 24                  .جمع گرایان یا وابسته ها بیه بیان درجه بیشتری از نگرانی های دیگر انگاره با عاضاء درون گروه و درجه بیشتری از نگهداشت نگرانی های خودانگاره با اعضاء برون گروه در موقعیت های تعارضی میان گروهی تمایل دارند. (همان: 185)

پس از ذکر کلیات نظریات مرتبط با نظریه وجهه- مذاکره و همچنین شرح ابعاد خود نظریه امکان، استخراج شاخص ها و معیارهای لازم برای تعیین نحوه مواجهه جمهوری اسلامی با جوامع دیگر بر اساس خصوصیات دو فرهنگ فردگرای با فاصله قدرت کم و جمع گرای با فاصله قدرت زیاد فراهم گردیده است.

استخراج شاخص ها

با توجه به مطالب بخش قبل ویژگی های دو فرهنگ فردگرای با فاصله قدرت کم و جمع گرای با فاصله قدرت زیاد، را می توان به صورت زیر فهرست نمود:

  • ویژگی های فرهنگ فردگرای با فاصله قدرت کم

1.بر تاکید بر اهداف فرد بیش از اهداف گروه ، افراد تنها دغدغه خود و خانواده خود را دارند،

2.حاکمیت  هنجارها و قواعد فردگرایانه مانند ایالات متحده،

3.استفاده از ارتباطات کم بافت و برقراری ارتباط به شیوه مستقیم،

4.قدرت باید مشروع باشد. مساوات گرایی و سلطه اجتماعی دو عامل در سطح فردی موثر بر ارتباطات،

5.استراتژی های حفظ آبروی خودگرا، تمایل به استراتژی های منازعه سلطه آمیز و رقابت آمیز اصولی تر و پیامدمحور،

6.مطالبه حقوق فردی خود، سعی در به حداقل رساندن فاصله اقدام-تمکین از طریق تعاملات مبتنی بر اطلاعات، استفاده اعضاء بالامرتبه از استراتژی های مستقیم کلامی،

7.گرایش بیشتر به حفظ یا نگهداشت تصاویر خودانگاره،

8. استفاده از استراتژی های ترمیمی خودانگاره از قبیل توجیه و عذر و بهانه، آنها در صورت قدردانی از وجهه شان، تکیه بر حساب های غیرموقعیتی در صورت قدردانی، تکیه بر حساب موقعیتی در صورت تهدید، 

9. اغلب با تعامل وجهه سازی مبتنی بر حرکت افقی با هدف به حداقل رساندن تفاوت پایگاه و سلسله مراتب اجتماعی ،

10. بر حوزه خودمختاری، عدالت فردی تاکید دارند،

11. استفاده مستقیم و رفتارهای تعارضی خود انگاره مانند تسلط و سازش کردن مانند آمریکایی ها،

12 تمایل به به بروز شدن درجه بیشتری از حفظ خودانگاره ، کاربرد مستقیم استراتژی های وجهه ساز تسلط گرایی ، کاربرد سبک های منازعاتی رقابت تسلط ، احساسات گویا، حاضرجوابی و پرخاش گر،

13. دارای خود ادراکی مستقل و خود انگاره مرتبط با رقابت تسلط،

14. با منازعات درون و برون گروهی نگرانی های خودانگاره بیشتر و دیگر انگاره کمتری دارند. فردگراها شایستگی های فردی را لحاظ می کنند،

15. تمایل  به بیان درجه بیشتری از نگرانی های نگهداشت خودانگاره و نگرانی های کمتر در نگهداشت دیگر انگاره در برخورد با موقعیت تعارضی هم برای درون گروه و برون گروه.

  • ویژگی های جمع گرای با فاصله قدرت زیاد

1.اولویت  اهداف گروه نسبت به اهداف فرد اولویت دارد،

2.حاکمیت هنجارها و قواعد جمع گرا مانند کشورهای آسیایی،

3. استفاده از پیام های پربافت و برقراری ارتباط،

4. پذیرش قدرت عنوان بخشی از جامعه و تکیه بر قدرت قهری،

5. دارای استراتژی های حفظ آبروی غیرگرا، استفاده  از استراتژی های منازعه اجتناب آمیز و اجبارآمیز، رابطه ای حل منازعه و فرآیند-محور، تاکید بر حفظ آبروی دیگری،

6. انجام مسوولانه تر وظایف محوله ، علاقه بیشتر به تعاملات حفظ آبروی جایگاه خود ، استفاده اعضاء بالامرتبه از استراتژی های حفظ آبروی غیرمستقیم کلامی،

 7. تمایل بیشتر به انطباق تصاویر دیگر انگاره یا حفظ تصاویر چندانگاره،

8. استفاده  از استراتژی های پیشگیرانه خودانگاره، مانند تکذیب نامه ها، پیش عذرخواهی، تکیه بر حساب های موقعیتی در صورت قدردانی ، تکیه بر حساب غیر موقعیتی در صورت تهدید،

9. وجهه سازی  مبتنی بر حرکت عمودی مطابق با عنوان، رتبه یا نقش های سلسله مراتبی،

10. تمایل به دامنه شمول، احساسات اجتماعی مانند شرم و افتخار جمعی،

11. تمایل به استفاده غیر مستقیم و رفتارهای دیگر انگاره مانند اجتناب ورزی و التزام، مانند چین و تایوان،

12. تمایل به بروز دادن درجه بیشتری از حفظ دیگر انگاره ، حفظ چندانگاره، کاربرد استراتژی های وجهه سازی اجتناب، یکپارچه شدنکاربرد  سبک های منازعاتی اجتناب،التزام، سازش گری و یکپارچگی،

13. داشتن خود ادراکی وابسته و سبک تعارض یکپارچه سازی و نگرانی دیگر انگاره و چندانگاره مرتبط با اجتناب التزام  سازش کردن،

14. در تعارضات درون گروهی نگرانی های دیگر انگاره و در تعارضات بالای برون گروهی نگرانی های خودانگاره دارند. تمایل  به تقسیم پاداش مساوی بدون لحاظ تفاوت های فردی،

15. تمایل به بیان درجه بیشتری از نگرانی های دیگر انگاره با اعضاء درون گروه و درجه بیشتری از نگهداشت نگرانی های خودانگاره با اعضاء برون گروه در موقعیت های تعارضی.

حال می توان این سوال را مطرح کرد که با توجه به این ویژگی ها چه راهبردهایی در وجهه سازی جمهوری اسلامی در قبال جوامع زیر می توان داشت:

  1. جوامع شیعی(کشورها، ملت ها، اقلیت های شیعی در کشورها و جوامع غیر مسلمان)
  2. جوامع اهل سنت(کشورها، ملت ها، اقلیت های اهل سنت در کشورها و جوامع غیر مسلمان)
  3. جوامع مسیحی(کشورها، ملت ها، اقلیت های داخل کشورهای اسلامی)
  4. جوامع یهودی(کشورها، ملت ها، اقلیت های داخل کشورهای اسلامی)
  5. جوامع غیر دینی(غیر ادیان الهی اسلام، مسیحیت و یهودیت در سطح جهان)

همانطور که تینگ تومی دسته بندی در مورد کشورهای فرد گرا و جمع گرا داشت و بر همین مبنا ویژگی ها را بیان کرد، ابتدا باید مشخص کرد هر یک از این جوامع در کدام دسته جای می گیرند.

  1. جوامع جمع گرای با فاصله قدرت زیاد، شامل جوامع شیعی، سنی، مسیحی، یهودی و غیر دینی آسیایی، آفریقایی و آمریکای جنوبی می گردد.
  2. جوامع فردگرای با فاصله قدرت کم، شامل جوامع مسیحی، یهودی و غیردینی اروپایی و آمریکای شمالی و همچنین اقلیت های شیعه و سنی در این کشورها می گردد.

اکنون بر اساس ویژگی های هر جامعه، می توان مشخص کرد جمهوری اسلامی چه رویکرد تعارضی و وجهه سازی در قبال آنها باید در پیش بگیرد.

سیاست های وجهه سازی که جمهوری اسلامی باید در قبال دسته اول(جوامع جمع گرای با فاصله قدرت زیاد) در پیش بگیرد:

  1. با توجه به ارجحیت اهداف گروه می بایست برای پیوستن به سازمان های متشکل از کشورهای ذکر شده ولو به عنوان عضو ناظر تلاش کرد،
  2. استفاده از شیوه گفتگوهای دامنه دار و فرایندی با توجه به تمایل آنها به پیام های پربافت،
  3. استفاده از کشورهای صاحب وجهه برای برقراری دوباره روابط تضعیف شده یا شکست خورده،
  4. توجه به اهمیت قدرت حاکمه در کشورهای مدنظر و پرهیز از تعارض با آن در راستای حفظ وجهه در نزد ملت ها،
  5. توجه به رابطه ثانوی در ایجاد ارتباط با هر کشور و ملت یا اقلیت به معنای توجه به کشورها و ملت های دیگری که با آنها در ارتباط اند،
  6. توجه به گفتگوها و بیانات مسوولین و بزرگان این کشورها و گروهها در جهت کشف مقاصد پنهان آنها در زمینه وجهه جمهوری اسلامی یا خوشان،
  7. توجه به تمایل جمع گرایانه این دول و ملل در راستای برقراری روابط گسترده تر،
  8. پذیرش عذرخواهی مستقیم و غیر مستقیم یا حواله جبران مسائل به آینده،
  9. توجه به رتبه بندی های مقامات و پرهیز از حرکت های ناقض سلسله مراتب سیاسی و اجتماعی،
  10. توجه به احساسات ملی گرایانه و عدم معارضه با آن بخصوص حساسیت های ملی مرتبط با مذهب در ادامه مسیر تقریب،
  11. غنیمت شماری رویکرد های اجتناب، یکپارچه سازی و سازش این کشورها و تلاش برای تبدیل آن به فرصت تجدید یا گسترش روابط،
  12. پرهیز از فضاسازی های رسانه ای رسمی علیه آنها در بازه های زمانی احساس تهدید وجهه از سوی طرفین،
  13. توجه به احساس وابستگی های منطقه ای کشورها مانند کشورهای عربی و اقلیت ها نسبت به کشور محل سکونت و عدم ایراد خدشه به آن،
  14. مشارکت خواهی و مشارکت جویی در حل معارضات محلی و منطقه ای در راستای بکارگیری استراتژی خیراندیشی آنها،
  15. توجه به ملاحظات و محدودیت های اقلیت های وابسته مانند اقلیت های شیعه در دفاع از وجهه جمهوری اسلامی در عین تقویت ملاحظه گرانه آنها در کشورهای محل سکونت بعنوان درون گروه،
  16. بررسی نگرانی ها درون و برون گروهی اقلیت های وابسته به خود و مدیریت آنها در راستای حفظ و تقویت ارتباط خود با آنها و سعی در رفع نگرانی آنها.

سیاست های وجهه سازی که جمهوری اسلامی باید در قبال دسته دوم (جوامع فردگرای با فاصله قدرت کم) در پیش بگیرد:

  1. به رسمیت شناختن تمایز طلبی ها ملی و مذهبی و عدم تعارض با آنها،
  2. پرهیز از ارسال پیام های مبهم و عمومی تهدیدآمیز و ایجاد نگرانی برای افراد و خانواده آنها،
  3. تلاش برای ایجاد و گسترش ارتباطات فردی با مسوولین سیاسی مذهبی و غیره در راستای تقویت ارتباط با کشور یا گروه،
  4. استفاده از طرح های از پیش تعیین شده در مذاکرات و گفتگوها با توجه به تمایل طرف مقابل به ارتباطات کم بافت،
  5. نمایش چهره دموکراسی در ایران اسلامی بصورت روشن تر و گسترده تر در راستای اثبات و تقویت مشروعیت نظام،
  6. پرهیز از درگیری های لفظی غیر ضرور به جهت عدم مبالات طرف مقابل نسبت به وجهه دیگری،
  7. توجه به امکان ایجاد ارتباطات مستقل اقتصادی به جهت منفعت گرایی فردی،
  8. پذیرش استراتژی های ترمیمی طرف مقابل و اعمال شرح صدر در این زمینه،
  9. استفاده از مدعیات تساوی جویانه طرف مقابل در راستای ایجاد ارتباط برابر به کمک رسانه ها،
  10. فرصت شماری استراتژی سازشی آنها و درپیش گیری استراتژی حفظ وجهه در مقابل سلطه ایشان،
  11. یارگیری هرچه بیشتر در مواجهه با سبک های منازعاتی سلطه گرا و پرخاش جویانه آنها،
  12. رسمیت بخشی به خودادراکی مستقل آنها و عدم تعارض در این زمینه،
  13. توجه به نگرانی برون گروهی آنها از طریق واسطه های مرتبط هم گروه ایشان،
  14. در پیش گیری سیاست پرهیز از تنش در غیر موارد خاص مانند آمریکا.

روشن است که برخی از این سیاست ها به موقعیت های خاص مربوط اند و برخی جنبه سیاست های عمومی و دائمی دارند. در بخش بعد این سیاست ها را از یکدیگر تفکیک خواهیم نمود.

ارائه راهکار عملیاتی

در ابتدای این بخش باید متذکر شویم ما تخصصی در ارائه راهکارهای عملیاتی نداریم. از سوی دیگر راهکارهای عملیاتی دقیق مستلزم برخورداری از اطلاعات وسیع در مورد کشورها، ملت ها، اقوام و سایر گروه هاست که در دسترس محقق نبوده و فرصت چندماهه ای با همکاری مراکز رسمی لازم است که این اطلاعات جمع آوری شود. در عین حال بر اساس نتایج بدست آمده و بعنوان ارائه راهکارهای مفهومی مبتنی بر نظریه، دو دسته اقدامات فوری و غیر فوری مطرح می گردد.

اقدامات فوری در ارتباط با دسته اول:

(جوامع جمع گرای با فاصله قدرت زیاد شامل جوامع شیعی، سنی، مسیحی، یهودی و غیر دینی آسیایی، آفریقایی و آمریکای جنوبی) :

  1. با توجه به ارجحیت اهداف گروه می بایست برای پیوستن به سازمان های متشکل از کشورهای ذکر شده ولو به عنوان عضو ناظر تلاش کرد، تقویت سازمانهای منطقه ای و بخصوص احیای سازمان کنفرانس اسلامی،
  2. تحلیل محتوای گفتگوها و بیانات مسوولین و بزرگان این کشورها و گروهها در جهت کشف مقاصد پنهان آنها در زمینه وجهه جمهوری اسلامی یا خوشان،
  3. پذیرش عذرخواهی مستقیم و غیر مستقیم یا حواله جبران مسائل به آینده بخصوص در ارتباط با کشورهای مسلمان متعارض در شرایط کنونی
  4. توجه به رتبه بندی های مقامات و پرهیز از حرکت های ناقض سلسله مراتب سیاسی و اجتماعی مانند حرکت اشتباه اخیر آقای عبداللهیان در کنفرانس بغداد در قرار گرفت در صف سران،
  5. توجه به احساسات ملی گرایانه و عدم معارضه با آن بخصوص حساسیت های ملی مرتبط با مذهب در ادامه مسیر تقریب، افزایش ارتباطات مبتنی بر اشتراکات دینی
  6. پرهیز از فضاسازی های رسانه ای رسمی علیه آنها در بازه های زمانی احساس تهدید وجهه از سوی طرفین، تامین نیازهای وجهه ای از قبیل احترام و تکریم، دعوت از اندیشمندان و دانشمندان این کشورها برای اظهار نظر، تئوری و سایر اقدامات احترام آمیز و تکریمی در سایر زمینه ها،
  7. مشارکت خواهی و مشارکت جویی در حل معارضات محلی و منطقه ای در راستای بکارگیری استراتژی خیراندیشی آنها،
  8. بررسی نگرانی ها درون و برون گروهی اقلیت های وابسته به خود و مدیریت آنها در راستای حفظ و تقویت ارتباط خود با آنها و سعی در رفع نگرانی آنها.

اقدامات غیر فوری در ارتباط با دسته اول:

  1. استفاده از شیوه گفتگوهای دامنه دار و فرایندی با توجه به تمایل،
  2. استفاده از کشورهای صاحب وجهه برای برقراری دوباره روابط تضعیف شده یا شکست خورده،آنها به پیام های پربافت،
  3. توجه به اهمیت قدرت حاکمه در کشورهای مدنظر و پرهیز از تعارض با آن در راستای حفظ وجهه در نزد ملت ها و گروهها،
  4. توجه به رابطه ثانوی در ایجاد ارتباط با هر کشور و ملت یا اقلیت به معنای توجه به کشورها و ملت های دیگری که با آنها در ارتباط اند،
  5. توجه به تمایل جمع گرایانه دول و ملل مذکور در راستای برقراری روابط گسترده تر،
  6. غنیمت شماری رویکرد های اجتناب، یکپارچه سازی و سازش این کشورها و تلاش برای تبدیل آن به فرصت تجدید یا گسترش روابط،
  7. توجه به احساس وابستگی های منطقه ای کشورها مانند کشورهای عربی و اقلیت ها نسبت به کشور محل سکونت و عدم ایراد خدشه به آن،
  8. توجه به ملاحظات و محدودیت های اقلیت های وابسته مانند اقلیت های شیعه در دفاع از وجهه جمهوری اسلامی در عین تقویت ملاحظه گرانه آنها در کشورهای محل سکونت بعنوان درون گروه.

اقدامات فوری در ارتباط با دسته دوم:

(جوامع فردگرای با فاصله قدرت زیاد شامل جوامع مسیحی، یهودی و غیردینی اروپایی و آمریکای شمالی و همچنین اقلیت های شیعه و سنی در این کشورها)

  1. پرهیز از ارسال پیام های مبهم و عمومی تهدیدآمیز و ایجاد نگرانی برای افراد و خانواده آنها،
  2. تلاش برای ایجاد و گسترش ارتباطات فردی با مسوولین سیاسی مذهبی و غیره در راستای تقویت ارتباط با کشور یا گروه،
  3. نمایش چهره دموکراسی در ایران اسلامی بصورت روشن تر و گسترده تر در راستای اثبات و تقویت مشروعیت نظام،
  4. توجه به امکان ایجاد ارتباطات مستقل اقتصادی به جهت منفعت گرایی فردی،
  5. پذیرش استراتژی های ترمیمی طرف مقابل و اعمال شرح صدر در این زمینه،
  6. توجه به نگرانی برون گروهی آنها از طریق واسطه های مرتبط هم گروه ایشان،
  7. در پیش گیری سیاست پرهیز از تنش در غیر موارد خاص مانند آمریکا.

اقدامات غیرفوری در ارتباط با دسته دوم:

  1. به رسمیت شناختن تمایز طلبی ها ملی و مذهبی و عدم تعارض با آنها،
  2. استفاده از طرح های از پیش تعیین شده در مذاکرات و گفتگوها با توجه به تمایل طرف مقابل به ارتباطات کم بافت،
  3. پرهیز از درگیری های لفظی غیر ضرور به جهت عدم مبالات طرف مقابل نسبت به وجهه دیگری،
  4. استفاده از مدعیات تساوی جویانه طرف مقابل در راستای ایجاد ارتباط برابر به کمک رسانه ها،
  5. فرصت شماری استراتژی سازشی آنها و درپیش گیری استراتژی حفظ وجهه در مقابل سلطه ایشان،
  6. یارگیری هرچه بیشتر در مواجهه با سبک های منازعاتی سلطه گرا و پرخاش جویانه آنها،
  7. رسمیت بخشی به خودادراکی مستقل آنها و عدم تعارض در این زمینه،

در پایان ذکر این نکته حائز اهمیت است که تقسیم جغرافیایی تینگ تومی در رابطه با ویژگی های فردی الزاما در سطح روابط دولتها صحیح نیست. بطور مثال تمایل کشورهای غربی برای ایجاد اتحادیه های قوی و تحقق آن در نمونه هایی مانند اتحادیه اروپا نشان دهنده تمایل زیاد آنها به جمع گرایی در سطح بین المللی است. این در حالی است که کشورهای جمع گرای آسیایی در ایجاد چنین اتحادیه هایی چندان موفق نبوده و در این سطح قرار ندارند. بنابراین باید در مواجهه با کشورهای اروپایی، با وجود تمایلات تمایزجویانه در منافع اقتصادی به وابستگی های آنها در سطح اتحادیه و سازمان های بین المللی نیز توجه داشت. پایان

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید