خاطراتی از دانشگاه امام صادق (ع)
خاطره سوم: دکتر افتخاری و توصیه تاثیرگذار
در جهان، آدمهایی وجود دارند که اگر کسی در زمان و موقعیت مناسب با آنان ارتباط برقرار کند، و هر دو ارتباطگر و ارتباطگیر، شرایط فهم همدیگر و شناخت کافی و باور لازم از همدیگر داشته باشند، آنچه که میان آنان می گذرد می تواند تاثیرات فراوانی بر زندگی آنان داشته باشد.
بسیاری از آدمها در همین راه یا به کمال، حداقل نسبی، رسیده اند یا به انحراف، حداقل نسبی، کشیده شده اند. به همین دلیل گفته می شود که انتخاب دوست، یکی از مهمترین انتخاب ها در زندگی است.
در زندگی تلاش کرده ام که دوستان خودم را از میان خوبان، با ارزیابی که از آنها پیدا می کردم، انتخاب کنم. اما افرادی وجود دارند که گاهی بدون انتخاب شما، و به جای آنکه شما آنان را انتخاب کنید، در فرایند انتخاب شدن قرار می گیرید و گاهی آنان به دوست خوب و نزدیک به شما تبدیل می شوند. این را تابع قضا و قدر می دانم که چگونه اگر کار خود را به خدا واگذار کنیم، آنانی که شایسته دوستی هستند در راه ما قرار می دهد.
در دانشگاه امام صادق (ع) با دوستانی آشنا شدم که کمتر در جاهای دیگر با آنان آشنا شده بودم. و مهمتر اینکه در زندگی من تاثیرات قابل توجه و مهمی داشتند. یکی از آنان، جناب آقای دکتر اصغر افتخاری است که اولین همکاری من با دانشگاه در مرکز تحقیقات با ریاست ایشان بود.
البته آنچه که می خواهم در اینجا عرض کنم نیازمند مقدمه ای از گذشته است. قبل از سفر به لندن برای ادامه تحصیل، با روزنامه های مختلف و بیشتر از همه با روزنامه اطلاعات با مدیریت مرحوم دعائی، چند سالی همکاری نزدیک داشتم. بیش از 60 گزارش علمی مفصل از سفرهای قبلی به تانزانیا و آفریقای جنوبی نوشته و توسط روزنامه اطلاعات منتشر شدند. ترجمه های فراوانی از اشعار کشورهای مختلف و مصاحبه هایی با ادیبان و شعرا، به ویژه با رویکرد فلسطینی در بخش “بشنو از نی” که زیر نظر شاعر فرهیخته جناب آقای دکتر قزوه راه اندازی شده بود و با ایشان همکاری داشتم، منتشر شدند.
بعد از بازگشت به لندن تلاش نسبتا وسیعی برای همکاری با دفتر صدا و سیما صورت گرفت. مقالات مختلفی در روزنامه های بین المللی معروف “الحیاة” و “الشرق الاوسط” و برخی از مجلات انگلیسی علاوه بر 5 مجله ای که در آنجا مدیر مسئول آن ها بودم و در برخی علاوه بر مدیر مسئولی، سردبیر بودم، در حوزه خبرنگاری و روزنامه نگاری فعالیت و سیعی داشتم.
همزمان با آن، در آن زمان که اکنون حدود 25 سال از آن می گذرد، تازه سایت های نسبتا خصوصی به ویژه بازتاب که بعدا به تابناک تبدیل شد راه اندازی شده بودند و من با آنها همکاری می کردم و مقالات و تحلیل های مختلفی از طریق آن سایت منتشر می شدند.
با بازگشت به ایران و مشغول کار شدن در دانشگاه امام صادق (ع)، بدیهی است در صدد بودم که این تجربه نسبتا طولانی خبرنگاری و روزنامه نگاری را دنبال کنم، اما تردید داشتم که اکنون که به شکل تخصصی کار دانشگاهی را دنبال می کنم، آیا شایسته است که راه خبرنگاری و روزنامه نگاری را دنبال کنم یا خیر؟ تصمیم مهمی بود. این دو بقول معروف می توانستند “مانعة الجمع” نباشند و همراه با همدیگر انجام گیرند اما قطعا کار روزنامه نگاری بر کار علمی تاثیر می گذاشت و حداقل زمان کارهای علمی را کاهش می داد.
بالاخره تصمیم گرفتم که با دوست عزیزی که پیدا کرده بودم که اتفاقا رئیس من در مرکز تحقیقات نیز بود، یعنی آقای دکتر افتخاری، مشورت کنم. اینجاست که مهمترین توصیه از ایشان زندگی مرا تغییر داد. ایشان با همان دقت و درایتی که اکنون عمیقتر و غنی تر شده است و بدون هیچ مبالغه ای کاملا از سخنان ایشان هم اکنون نیز هویدا است، گفتند که [البته به مضمونی که به یاد مانده] “اگر بخواهید یک عالم و اندیشمند باشید باید به دنبال کار علمی باشید و اگر می خواهید که یک چهره خبرنگاری و روزنامه نگاری باشید، باید به آن سو حرکت کنید. من توصیه می کنم که شما دنبال کار علمی بروید”. این توصیه بزرگترین توصیه زندگی من برای حرکت علمی بود که اگر چه بیش از 30 سال پیش شروع شده بود اما ثمرات آن در 20 سالی که در دانشگاه بودم کاملا روشن شد. تعداد حدود 85 کتاب تالیفی و ترجمه ای، ده ها مقاله علمی-پژوهشی، تدریس در چندین دانشگاه، علاوه بر دانشگاه امام صادق (ع)، شرکت مؤثر در کنفرانس ها و همایش ها، راه اندازی فصلنامه های علمی و غیره محصول مستقیم آن توصیه ارزشمند است. اکنون که خود را بعد از آن همه تلاش، یک دانشجویی می بینم که هنوز نیازمند درس آموختن بیشتر با فهم عمیقتر هستم، و نادانستنی ها بیشتر از دانستنی ها احساس می شود، ارزش آن توصیه را بیش از پیش احساس می کنم. من در این سالهایی که اکنون پیری سایه ی خود را بر زندگی من انداخته است، و دیگر نیازی به امیدهای واهی پست و مقام و امثالهم نیستم که هیچگاه نبوده ام، با افتخار، از جناب آقای دکتر اصغر افتخاری، دوست و برادر عزیز و ارجمند سپاسگزارم که بهترین توصیه را به من در زندگی کردند و نشاط علمی را، بیش از هر چیز دیگر، در من زنده تر کردند.
در اینجا می خواهم از این توصیه ای که به من شده است استفاده کنم و به دانشجویان عزیزم و سایر دانشجویانی که این نوشته را خواهند خواند تاکید کنم که بهترین دوران در زندگی همین دوران علم آموختن عمیق به ویژه در سطح دانشگاه است. زندگی خود را اسیر حاشیه های جذابی نکنند که به مثابه کف هایی بر آب هستند. «فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاءً» (اما كف بيرون افتاده، از ميان مى رود). زندگی، دوباره تکرار نمی شود و علم در حاشیه ها برقرار نمی شود.
حسن بشیر
1/11/1403
بعدی را بخوانید
خاطرات
28 ژانویه 2025
خاطره سوم- آیت ا…مهدوی کنی و مدیریتی از جنس دیگر
خاطرات
14 ژانویه 2025
خاطراتی از فقیه صادق آیت الله مهدوی کنی (ره)
خاطرات
13 ژانویه 2025
خاطراتی از دانشگاه امام صادق (ع)
28 ژانویه 2025
خاطره سوم- آیت ا…مهدوی کنی و مدیریتی از جنس دیگر
14 ژانویه 2025
خاطراتی از فقیه صادق آیت الله مهدوی کنی (ره)
13 ژانویه 2025
خاطراتی از دانشگاه امام صادق (ع)
10 ژانویه 2025