خاطرات

خاطراتی از دانشگاه امام صادق (ع)

خاطره اول: دکتر آشنا و چگونگی آمدن به دانشگاه امام صادق (ع)

خاطراتی از دانشگاه امام صادق (ع)
خاطره اول: دکتر آشنا و چگونگی آمدن به دانشگاه امام صادق (ع)
از سال 1372 به انگلیس برای یک دوره بررسی برای ادامه تحصیل با هزینه شخصی همراه با همسرم سفر کردم. در آن زمان، مایل بودم تحصیل کنم اما با ویزای سیاحتی، احتمال کمی داشتم که پذیرفته شوم ولی به هر حال با برنامه ریزی که صورت گرفت، این امکان محقق شد که خود داستانی دارد. بعد از اتمام کارشناسی ارشد در دانشگاه ناتینگهام ترنت در رشته روابط بین الملل، مجبور به خروج از انگلستان شدم ولی پس از چند ماه و درخواست ادامه تحصیل، ویزای تحصیلی گرفتم و نخست در دانشگاه لندن کالج و سپس دانشگاه لستر دکتری جامعه شناسی ارتباطات بین الملل و میان فرهنگی خواندم.
در یک سفری که به ایران داشتم در یک کنفرانسی که اگر حافظه مدد کند درباره مسائل رسانه و ارتباطات بود، یکی از سخنرانان کلیدی این کنفرانس جناب آقای دکتر حسام الدین آشنا بود که با لباس روحانیت سخنرانی می کردند. آن روز فرصتی برای آشنا شدن با ایشان نداشتم. اما از دوستان ایمیل ایشان را گرفتم.
در بازگشت به لندن، به یادم آمد که با ایشان در تماس بودم و ایمیلی زدم و اظهار خوشحالی کردم که در سخنرانی ایشان بودم و کلی بهره مند شدم. این آغاز آشنایی بنده با جناب آقای دکتر آشنا شد.
سالها بعد، هنگامی که دکتری به اتمام رسیده بود و با مرکز اسلامی لندن همکاری داشتم، مطلع شدم که جناب آقای دکتر آشنا به لندن سفر کرده اند. این خبر، خوشحال کننده بود. در صدد بر آمدم که با ایشان ملاقات کنم. بعدا متوجه شدم که ایشان نیز مایل هستند با بنده دیداری داشته باشند. به هر حال، ملاقات صورت گرفت. با ایشان از نزدیک آشنا شدم و این آشنایی بیش از 20 سال طول کشیده است.
در همان جلسه اول، ایشان بنده را دعوت کردند که به ایران برگردم و در دانشگاه امام صادق (ع) مشغول کار شوم. این دعوت برای من بسیار ارزشمند بود. با اینکه هم وضعیت زندگی خوب همراه با شغل مناسب که یکی از آنها مدیریت یکی از آکادمی ها در شهر اکسفورد به نام «آکادمی آکسفورد برای تحصیلات عالیه» بود و 4 سال مدیر آنجا بودم، داشتم، اما این دعوت برای من ارزش دیگری داشت که باعث شد، به فکر فرو روم.
بزودی فرصتی شد که به ایران سفر کنم. اولین کار این بود که سری به دانشگاه امام صادق (ع) بزنم. دیدارهایی با استادان به ویژه جناب آقای دکتر آشنا داشتم. این دیدارها مرا مصمم تر کردند که در این زمینه به شکل جدی تر فکر کنم.
البته در اینجا باید این را هم بگویم که دیدارهایی با دانشگاه تهران، دانشکده علوم اجتماعی و دانشکده جهان و نیز دانشگاه علامه داشتم. هر کدام به نوبه خودشان اظهار علاقمندی کردند که در بازگشت به ایران با آنها همکاری کنم. به ویژه دانشکده جهان که ریاست آن بعهده جناب آقای دکتر عاملی بود که سالها در لندن با همدیگر همکار بودیم.
در بازگشت به لندن مصمم تر شدم که به کشور برگشته و در دانشگاه امام صادق (ع) مشغول کار شوم. پس از مدت کوتاهی مجددا به تهران برگشتم و این بار مصمم تر از گذشته پیشنهادات سایر دانشگاه ها را رد و تمایل جدی خود را برای همکاری در دانشگاه امام صادق (ع) اعلام کردم.
داستان این همکاری نیز با اولین ملاقات با فقیه صادق مرحوم آیت الله مهدوی کنی رئیس دانشگاه امام صادق (ع) که در جای دیگری نوشته ام، شکل گرفت و عملا وارد همکاری با دانشگاه امام صادق (ع) شدم.
این همکاری تا کنون حدود 20 سال بطول انجامیده است. هنوز آن لحظه ای که جناب آقای دکتر آشنا بنده را برای همکاری با دانشگاه امام صادق (ع) دعوت کرد، در ذهن و روحم زنده است. خوشحالم که این توفیق نصیبم شده، اگر چه خیلی ها معقتد بودند که چرا به ایران برگشته اید و بهتر نبود در دنیای آزاد و پیشرفته غرب زندگی می کردید؟ بر خلاف آنان معقتدم که دعوت جناب آقای دکتر آشنا برای همکاری با دانشگاه، بزرگترین حادثه زندگی من بود که در آن خیر کثیر وجود داشت. امیدوارم این خیر در هر دو دنیا با حسن عاقبت همراه باشد.
حسن بشیر
24 دی ماه 1403

دکمه بازگشت به بالا