خلاصه کتاب انحصار نوين رسان هاي
بن اچ باکديگان
ترجمه: عليرضا عبادتي
خلاصه کننده: سيد محمد کاظمي
توضيح:
اين کتاب گرچه داراي سرفصلهايي است ولي اين سرفصلها به صورت آکادميک نبود که اينجانب سعي کردم اين سرفصلها را به صورت آکادميک در بياورم اگر ديده مي شود که خلاصه اين کتاب کم مي باشد به اين دليل است که اين کتاب به مسائل فرعي زياد پرداخته است و اهم مطالب همين موارد است.
شرکتهاي رسانه اي آمريکا
شرکتهاي آمريکايي براي اينکه بتوانند از مزاياي بيشتري از ماليات استفاده کنند به ادغام روي آوردند که شرکتهاي رسانه اي از اين مسائل استثنا نبودند که 500 شرکت رسانه به 5 شرکت تبديل شدند اين امر پس از خصوصي سازي و کم شدن دخالت دولت صورت گرفت.
پنج شرکت بزرگ رسانه اي آمريکا عبارتند از:
1. تايم وارنر
2. ديسني
3. نيوزکورپ مورداک
4. واياکام
5. برتلزمان
رابطه اين شرکتها به صورت کاراتل است مانند شرکتهاي اوپک که گرچه در مسائل جزئي با هم رقابت دارند ولي در مسائل کلي پشتيبان هم هستند مثلا وقتي در هنگام مشکل يک شرکت از لحاظ مالي شرکت ديگر با خريدن سهامي از آن شرکت مشکل مالي آن شرکت را حل مي کند.
در بازار اين شرکتها به صورت «اليگوپي» عمل مي کنند به اين شکل که اوضاع بازار را اين چند شرکت در دست دارند ؛ هيچکدام به تنهايي بازار را در دست ندارند اما قادرند شرايط بازار را تغيير دهند.
اين نوع تعامل در بازار باعث محدود وتکراري شدن محتواي برنامه ها و نيز انحصار بازار و يکسان شدن جهت گيريها شده است.
اين شرکتها معتقدند که رقابت فقط در ادغام و افزايش آمار مخاطبان مفيد است ولي اگر شرکتي بخواهد تنها در بازار حرف اول را بزند اين امر نيازمند سرمايه ي زيادي است و اين امر مفيد نيست پس سعي دارند پشتيبان هم باشند که بتوانند اين سود تقسيم شده بين خودشان را داشته باشند و هيچگاه ريسک انحصارطلبي را انجام نمي دهند.
رسانه ها براي اينکه بتوانند از ماليات بيشتر استفاده کنند به سياست روي آودند . سياستمداران براي اينکه بتوانند در انتحابات رأي بياورند سعي در جلب حمايت اين شرکتهاي رسانه اي مي کردند که براي جلب اين حمايت مجبور بودند که ازاين شرکتها پس از انتخاب حمايت کنند که اين حمايت يا در قوانين نمايان مي شد يا در سهم ماليات اين شرکتها.
اين پنج شرکت نيروهايشان را در «انجمن ملي بنگاههاي خبرپراکني» يکي از لابي هاي واشنگتن متمرکز کردند تا قوانين و آئين نامه هايي به تصويب برسد که قدرتشان را در برابر مصرف کنندگان افزايش دهد.
اين شرکتها داراي قدرتي هستند که در طول تاريخ سابقه ندارد؛ دو عامل باعث اين قدرت شده است:
1.فن آوريهاي جديد
2.يکپارچگي هاي اهداف سياسيشان
با تغييرگرايش سياسي در آمريکا رسانه ها چون منافع خود را در حمايت سياسي مي دانند سعي در توجيه اين تغيير ديدگاهها مي کنند تا در تعامل با سياستمداران در جذب مالياتها دچار نقصان نشوند.
کار ديگري که رسانه ها مي کنند اين است که بيشتر از سياست مداران خبر درست مي کنند که اين امر باعث مي شود که مشکلات مردم ناديده گرفته شود و نيز از مشکلات اداري و اجرايي در کشور چشم پوشي شود ؛ آنها با فاش نکردن مشکلات و اخبار مبتني بر اين مسائل از کم شدن سود جلوگيري مي کنند که اين امر باعث تضعيف دمکراسي مي شود و نيز رسانه ها طوري امکانات ثروتمندان را حق به جانب جلوه مي دهند که ديگر قابل تغيير نيست.
رابطه رسانه ها با سياست
مدلي که اين کتاب از رابطه سياست با رسانه مي دهد به شکل زير است:
درباره ي انحصار نوين و نيز امپرياليسم جديد بايد گفت که واقعيت اين است که تحريفها به طور کامل رخت برنبسته بلکه فقط مانند گذشته خام و نسنجيده نيست در عوض تحريفها و حذف از جانب دست اندر کاراني صورت مي گيرد که پردامنه ترين و بيشترين مخاطب را دارند و خروجي هاي متعدد از جمله چاپي ،پخش راديو و تلويزيوني در کنترل آنان است چون خبرهاي خود را از اظهارنظرهاي شخصيت ها و مقامهاي صاحب منسب تأمين مي کنند.
مردم آمريکا:
نويسنده در اين اين کتاب معتقد است که مردم آمريکا به دلايل زير از درک سياست خارجي بي بهره اند:
1.دو اقيانوس اين کشور را احاطه کرده اند
2.آمريکا در کشورهاي ديگر خبرنگار کمي دارد
3.عدم نشر گزارش در مورد دخالتهاي آمريکا در کشورهاي ديگر
در ادامه نويسنده به دخالتهاي آمريکا د رکشورهايي همچون شيلي،سنگال و… به عنوان نمونه هايي مي پردازد و در آخر اذخان مي کند که خلاف آنچه که مردم آمريکا فکر مي کنند مالياتهاي مردم آمريکا نه تنها صرف کمک به مردم کشورهاي ديگر نمي شود بلکه در جهت دخالت آمريکا در آن کشورها مي شود.
روزنامه
در ادامه نويسنده به روزنامه و وضعيت آن در جهان معاصر مي پردازد و مي گويد روزنامه ها به دلايل زير در حال افول هستند:
1.روزنامه ها مجموعه هاي چند منظوره هستند
2.سود روزنامه ها با همان حجم سرمايه وسايل صوتي و تصويري کمتر است
3.امکان تغيير به وسايل ارتباطي ندارند(مثل رمان نيست که بتوان آن را به فيلم و ديگر محصولات تبديل کرد و خبر با يک بار پخش مرگش همان روز مي رسد)
4.ادغام روزنامه هاي صبح و عصر
5.نبود دغدغه ها،مشکلات و نيازهاي مردم در روزنامه ها و تبديل شدن آن به رسانه قشر وطبقه خاص
ولي در ادامه نويسنده اذعان مي کند که روزنامه ها ازبين نمي روند به دلايل زير:
1.انتخابات محلي
2.علاقه انسان به اين رسانه
3.کارکردهاي اجتماعي
4.حق انتخاب خواننده در خواندن خبر مورد علاقه
5.تبديل هيئت تحريره هاي روزنامه ها به يک تحريريه و خريداري چند روزنامه توسط اين تحريريه و جزب آگهي ها به سمت خود
مجله
مجله ها به دليل تخصصي بودنشان در حوزه ي خاص زنده مانده اند و داراي سود مي باشند که حتي سازمانها و شرکتها به نشر و چاپ مجله هاي تخصصي در جهت ارتقا سطح کاري و کارکنانشان مي کنند
بقيه کتاب هم به نصيحت نهادهاي رسانه اي آمريکا در جهت روي آوردن به مشکلات مردم و نيز آگاه کردن مردم پرداخته است