تالیف: دکتر حسن بشیر
مقدمه
«گفتمان» در اوضاعواحوال کنونی جهان به «مفهوم جهانی» تبدیل شده است. تاریخچۀ ظهور این مفهوم در سطح جهان، در فصل اول تبیین شده است؛ اما در ایران، ظهور این واژه مدیون داریوش آشوری است که آن را در یکی از مقالههای خود با عنوان «نظریۀ غربزدگی و بحران تفکر در ایران» برای اولین بار به کار برده است (آشوری، ۱۳۶۸: ۴۵۴).
آقاگلزاده که از اندیشمندان مهم این حوزۀ پژوهشی است، معتقد است: «مفهوم گفتمانکاوی، امروزه از مفاهیم پرکاربرد و مهم است. مباحثات و مطالعات امروزین گفتمانی، هم از لحاظ روششناختی و هم اصول نظری با آنچه در گذشته بوده است، تمایز دارد؛ اما در فراسوی اختلافها، یک وجه مشترک این سیر مطالعات را بهصورت رشتهای به هم متصل میکند و آن وجه مشترک، وجود انسان است که از یک سو نیازمند برقراری ارتباط است و از سوی دیگر، ابزار ارتباط، یعنی زبان را در اختیار دارد و در همین راستا، بر اثر تعامل عوامل زبانی و غیر زبانی، گفتمان و بهتبع آن تحلیل گفتمان به وجود میآید» (آقاگلزاده، ۱۳۸۵: ۲۲۱).
بهعلت اهمیت گفتمان، عصر کنونی را میتوان «عصر گفتمان» و «عصر تحلیلهای گفتمانی» نامید. عصر خروج از متن و حضور مداوم در فرامتن است، عصر کشف ناگفتههای پنهان از لابهلای متون اجتماعی است و بالاخره عصر کشف معناها در هزارتوی پیچیدگیهای پارادایمهای گفتمانی است.
گفتمان، گفتمان عصر جهانیشدن است. مفهومی است که فراتر از حجم ملی و منطقهای، معنا یا معناهای خود را در سطح جهانی گسترش میدهد و بهدنبال ایجاد پیوستگیهای مداوم، همپوشانیهای وسیع، همگراییها ممتد و چسبندگی دائم است.
مفهوم گفتمان فراتر از یک واژه است. حجم سیال و وسیع و پرعمقی است که همۀ متون اجتماعی را در بر گرفته است. در حقیقت، اکنون همۀ جهان به متنی گفتمانی تبدیل شده که در حال تحول دائمی است. در عین حال، قرائت این متن گفتمانی نیز بهشدت در حال جریان است. این حرکت ناایستای تنیدگی میان متن و فرامتن، عرصهای از گفتمان را به وجود آورده است که تسخیرکنندۀ همۀ متون نوشته و نانوشته در بستر اجتماعی است. گفتمان، فراتر از آن، عرصۀ مبارزۀ ایدئولوژیکی و رویکرد تمامعیار نرمافزاری به حساب میآید که علاوه بر تسخیر سختافزارها، درصدد تکوین فضای جدیدی از هژمونی معنایی است و بیش از آنکه نقش تولیدکنندگان در آن برجسته باشد، درک و فهم و قرائت خوانندگان در تکامل آن تأثیرگذار است.
گفتمان، با چنین ویژگیای، نیازمند گفتمانی دیگر برای درک آن است و در اینجاست که تنیدگی، شناوربودگی، سیالیتمحوری و چندلایگی، نهتنها عاملی برای تبیین آن، بلکه زمینهای برای افزایش ابهام آن میشود. در این صورت، گاهی برای کشف گفتمان، باید گفتمان بر ضد گفتمان یا گفتمان در مقابله با گفتمان را ایجاد کرد تا به عمق معنایی گفتمان مدنظر رسید.
گفتمان از منظر دیگری نیز موضوعی رمزآلود و بهشدت رازدار است. گفتمان، عرصۀ ظهور معناهایی است که بخشی از آن در صراحت کلمه و بیشتر آن در ابهام جملات و گزارهها نهفته است. این نهفتگی معنایی، نیازمند کشف و مکاشفه و شهودی فراتر از روشهای ترکیبی در تحلیل متن اجتماعی است.
در چنین وضعیتی، کشف گفتمان، خود نیازمند گفتمانی دیگر است که بتواند معنای آن را ترسیم کند. این سلسلۀ متصل به هم گفتمانی، یکی دیگر از ویژگیهای عصر گفتمان است. در حقیقت هیچ گفتمانی، بدون درک و فهم گفتمانهای دیگر خواندنی و شناختنی نیست. همین جاست که میتوان گفت عصر گفتمان «عصر مطالعات میانرشتهای» است، عصری که دیگر نمیتوان روی یک متن و یک قرائت و یک حوزۀ علمی برای شناخت و تحلیل فرایندهای اجتماعی متکی شد. این حقیقت، حقیقتی ساده و بسیط و بدیهی نیست؛ حقیقتی پیچیده و متراکم است که بدون فهم عمیق آن، نمیتوان به کنهش دست یافت. به همین دلیل است که یکی از ویژگیهای مهم پیچیدۀ عصر جهانیشدن، ظهور مفهوم گفتمان و خلق گفتمانها در سطوح مختلف است.
اکنون گفتمان، به گفتمانی دائمی در حوزههای علمی و دانشگاهی تبدیل شده است. در جامعۀ علمی ایران نیز گفتمان به گفتمانی جدی تبدیل شده که باتوجهبه پدیدۀ جهانیشدن قرائتهای گوناگون و تحلیلهای متفاوت از آن در حال خلق و تولید است.
آنچه نگارنده را تشویق به تولید متنی دیگر در حوزۀ گفتمان و تحلیل گفتمان کرده است، دو دلیل زیر است:
اول: آنچه تاکنون دربارۀ گفتمان و بهویژه تحلیل گفتمان گفته شده است، بیش از آنکه روشنگری این حوزۀ علمی را افزایش دهد، بر ابهام آن افزوده است؛ گویی آنچه دربارۀ گفتمان و تحلیل آن گفته شده، خود نیازمند گفتمان تبیینی دیگری است. طرح این موضوع، بهمعنای تقلیلگرایی یا تشکیک در ارزشمندبودن آن چیز نیست که در این زمینه به نگارش درآمده است؛ بلکه بدین لحاظ بر آن تأکید شده است که طبق تجربه و مطالعات و ارزشیابیهای مداوم، نگارشهای متنوع در این زمینه نتوانستهاند از گفتمان و روش تحلیل گفتمان، فهمی متناسب و متجانس را ارائه دهند.
دوم: عامل یادشده، خود بزرگترین دلیل تولید متنی جدید در این زمینه شد؛ اما موضوع به همین جا خاتمه نمییابد. نگارنده با پیشنهاد «روش عملیاتی تحلیل گفتمان» (روش پدام) معتقد است که علاوه بر روشهای گوناگون تحلیل گفتمان، این روش را نیز میتوان روشی مفید و ساده و اجرایی تلقی کرد.
این روش از رویکرد تحلیل گفتمانی فرکلاف الهام گرفته و میتوان آن را شیوهای تکمیلیافته از آن دانست؛ اما در حقیقت همان گونه که بعداً توضیح داده خواهد شد، با آن متفاوت است.
با وجود این تفاوت میان روش پیشنهادی تحلیل گفتمان و دیگر روشهای موجود در این زمینه، باید اذعان داشت که همۀ این روشها نوعی از همپوشانی در روشهای بهکارگرفتهشده دارد که گاهی میتوان آنها را گونهای از رویکردهای متفاوت به یک روش دانست که به شکلهای مختلف مطرح میشوند.
اتفاقاً یکی از ویژگیهای تحلیلهای گفتمانی، همین خصلت وابستگی آنها به همدیگر و همپوشانی روشی با یکدیگر و بهرهبرداریشان از مفاهیم مشترک است. آنچه بیشترین تفاوت را میان روشها ایجاد کرده، نوع نگاه به متن و زاویۀ دیدی است که در نتیجۀ آن، شیوۀ تحلیل را متفاوت ساخته است.
بهادعای نگارنده، شیوۀ پیشنهادی، روشی ابداعی است که بیش از آنکه پژوهشگران و دانشجویان این حوزه را با ابهامهای گفتمان و پیچیدگی روشهای تحلیل گفتمان درگیر کند، مرحلهبهمرحله آنان را از آغاز تا پایان هدایت میکند و نتیجۀ عینی و ملموس از تحلیل را پیش رویشان میگذارد.
برای معرفی و آشناشدن با روش مزبور، نیازمند مروری اجمالی بر مباحث مربوط به گفتمان، روشهای تحلیل گفتمان، عناصر گفتمانی و زمینههای گفتمانی است. محصول این نگاه، تدوین فصول زیر است.
فصل اول با عنوان «چیستی گفتمان و تحلیل گفتمان» درصدد تبیین معنای گفتمان و تحلیل گفتمان است. برای ورود به این مبحث مهم، لازم بود که مروری اجمالی به مراحل مختلف پژوهش شود. بهاعتقاد نگارنده، علاوه بر روشهای کمی و کیفی و ترکیبی، مرحلۀ فراترکیبی یا مطالعات میانرشتهای عصر جدیدی را در پژوهش آغاز کرده که کاملاً با مراحل و دورههای قبلی متفاوت است.
فصل دوم با عنوان «روشهای تحلیل گفتمان» درصدد تبیین روشهای مختلف تحلیل گفتمان است. یکی از دلایل آن، علاوه بر آشناشدن با روشهای یادشده، تشخیص تفاوت میان روش پیشنهادی با روشهای مزبور است. دراینباره، روشهای تحلیل گفتمانی وان دایک، فرکلاف، لاکلاو و موفه و جی بهطور اجمالی تشریح میشوند.
فصل سوم با عنوان «اصول نظری روش عملیاتی تحلیل گفتمان» تبیین شده است. در این زمینه، اصول علمی و نظری روش پدام، مفاهیم مؤثر در ظهور مفهوم گفتمان، چهارچوب مفهومی، مفروضات روش، اصول عملیاتی روش و در نهایت، مراحل فرایندسازی معنایی در روش پدام مطرح شدهاند.
فصل چهارم با عنوان «روش عملیاتی تحلیل گفتمان» است. در این فصل روش پدام بهشیوۀ تفصیلی مطرح شده است.
امیدوارم که این روش بتواند نظر استادان و پژوهشگران این حوزۀ مهم در علوم اجتماعی را جلب کند و بیشتر پذیرفته شود. این روش، روشی بومی است که با استفاده از تجربیات طولانی در این زمینه و شناخت کافی از روشهای دیگر به وجود آمده است. عملیاتی و فرایندیبودن آن، مهمترین ویژگی این روش است.
بدیهی است که هر رویکرد و نظریه و روش ابداعی میتواند در طی زمان غنیتر شده و تکمیل شود. در این زمینه، قطعاً همکاری استادان و پژوهشگران تأثیرگذار خواهد بود.
از همۀ استادان و پژوهشگران و دانشجویانی که با بهکارگیری این روش در سالهای متمادی در پایاننامهها و مقالههای علمیپژوهشی روایی آن را تثبیت کردهاند، سپاسگزارم.
همچنین از انتشارات سروش، مدیرعامل فرهیخته و موفق آن و همکاران وی که از انتشار این کتاب حمایت لازم را کردند، کمال تشکر دارم.
دکتر حسن بشیر
عضو هیئتعلمی دانشگاه امام صادق(علیهالسلام)