اشعار فارسی

شاید سکوت، شیوه گفتار ما شود

شاید سکوت، شیوه گفتار ما شود

از آن مردِ دانا دهان‌دوخته‌است که بیند که شمع از زبان سوخته‌است (سعدی)   (شاید سکوت، شیوه ی گفتار ما…
علی ای خدای دلها

علی ای خدای دلها

(علی ای خدای دلها)   علی ای خدای دلها، تو نشان کبریایی تو کمال قدرت و علم و درایت خدایی…
برای حضرت معصومه ع، در سالروز ولادت

برای حضرت معصومه ع، در سالروز ولادت

(نام تو معصومه شد) (برای حضرت معصومه ع، در سالروز ولادت) در حریمت با تو چون دل راه یافت در…
بس کن ای دل…

بس کن ای دل…

(بس کن ای دل) بس کن ای دل در پشیمانی، چه سودی می بری؟ عشق را خواهی به پنهانی، چه…
مشرق عشق

مشرق عشق

(مشرق عشق) روزگار سیاه می بینم رنگ و روی تباه می بینم عالَمی در پناه نفسِ لئیم پُر فساد و…
پایان راه

پایان راه

(پایان راه) (راه در حال به پایان رسیدن است، هر کس از ما اگر دلخوری دارد حلال کند.) باز می…
گر چه ما غرقیم…

گر چه ما غرقیم…

(اندر حکایت تلخ سامانه ها) روزگار خویش را خواندیم در سامانه ها در خیابانی که تنها نیست یا در خانه…
حال ما خوب است

حال ما خوب است

(حال ما خوب است) حال ما خوب است، بهتر می شوددست ما پُر هست، پُرتر می شودپول آمریکا اگر شد…
گفتگوی شاگرد و معلم

گفتگوی شاگرد و معلم

(گفتگوی شاگرد و معلم) گفت روزی به معلم شاگرد ای به قربان تو جان و تن من روز و شب…
دکمه بازگشت به بالا