مقدمۀ مؤلف
«دیپلماسی»، مفهوم مهم جهان معاصر است که در کنار سایر مفاهیم دیگر مانند «گفتمان»، «جهانی شدن» و «فضای مجازی» تحولات مهمی را در فهم جهان، بازنمایی جهان و ساخت جدید جهان عهده دار می باشد. دیپلماسی، واژه ای است که جهان کنونی مدیون چگونگی بکارگیری آن برای تعامل انسانها با همدیگر در سطح جهانی است. این مفهوم محصول فهم و تحلیل جهان از طریق نظام های دولت- ملت، گسترش ارتباطات بین الملل و میان فرهنگی، و توسعه مطالعات فرهنگی است. در حقیقت، دیپلماسی، وجه نرم افزاری سیاست های دولتی و غیردولتی در عرصه عمومی ملل مختلف جهان است که در صدد هژمونیک کردن فرهنگ یک ملت بر یک یا سایر ملل دیگر است.
بهمین دلیل، دیپلماسی بر مبنای ابزارهایی که بکار می گیرد، تنوع لازم را پیدا کرده است. دیپلماسی گفتمانی، چتر وسیع این مفهوم است که سایر مفاهیم وابسته به آن را، اعم از عمومی، فرهنگ و رسانه ای زیر پوشش خود قرار می دهد.
دیپلماسی فرهنگی، دیپلماسی رسانه ای، دیپلماسی دیجیتالی و سایبر، و بالاخره دیپلماسی عمومی تنها وجوهی از دیپلماسی گفتمانی است که هم اکنون در جهان معاصر بر مبنای ابزارها و شیوه های بکارگیری مطرح شده است.
در همین راستا و در جهان کنوني دو عامل مهم فرهنگ و ارتباطات ، بطور کلی، مقولههاي گوناگون زندگي بشري را به گونهاي با همديگر پيوند داده است که نه تنها جداسازي آنها از يکديگر تقريباً غيرممکن شده، بلکه تعامل ، تداخل و تداوم آنها با همديگر حالتي نهادينه پيدا کرده است. ميزان تعامل مزبور دربارة تعدد زمينههاي فرهنگي، درجة پيچيدگي برنامهريزي و پيوندهاي ساختاري ممکن است متفاوت باشد، اما در همه احوال اين تعامل به اعتقاد «اوناف» يکي از بنيانگزاران مکتب سازندهگرايي، با دو موضوع سازندهگرايانه بستگي دارد که «بر اساس پديدههاي خرد و کلان است. پديدههاي خرد قواعد هستند و پديدههاي کلان، عملکرد اين قواعد هستند» (Wind, 1997: 248)
به عبارت دیگر، دیپلماسی، رویکردی سازنده گرایانه است که از دو جنبه جائز توجه است: قواعد دیپلماسی و عملکرد دیپلماسی. این دو جنبه، در حقیقت، سازنده رفتارهای جهانی جدید است که در صدد برقراری نوعی از تعامل و تعادل در ساختارهای جهانی، از جمله نظام های دولت- ملت و بالاخره جوامع مختلف مرتبط با این نظام ها است.
از طرف ديگر در شرايط جديد جهاني فرهنگها، سياستها، انديشهها و مسائل گوناگون اقتصادي و اجتماعي «در مقايسه با همه گذشته تاريخ با سرعت بيشتري از يک نقطه جهان به نقاط ديگر جهان در حال حرکت و انتقال است. اين فرايند انتقال سريع مقولههاي اقتصادي، فرهنگي و سياسي، فضا و ساختار جديدي به نام عصر جهاني شدن را مطرح نموده است» (عاملي، 1381: 13).
اين وضعيت جديد جهاني، گرچه ساختار دولت- ملت را دچار دگرگوني جدي کرده است، اما در مقابل به تعدد و اثرگذاري روشهاي سياسي و فرهنگي نيز وسعت و شدت بخشيده است. در اين رابطه بيش از آنکه حجم و شدت اثرگذاري سيستم دولت- ملت دچار دگرگوني شود، ساختارهاي دروني و بيروني آن متحول شده است و اگر در زماني «دولت» تنها نقش اساسي در سياست و فرهنگ و اجتماع داشت، در عصر جهاني شدن عنصر «ملت» چه از نظر حضور تودهاي و چه از نظر ساختارهاي تشکيلاتي نقش موازي با دولت يافته است.
بهرهبرداري بهينه از شرايط جديد جهاني در حوزههاي سياست و فرهنگ ميتواند تعادل دروني و بيروني کشورها در همة زمينهها را به دنبال داشته باشد.
در اين کتاب تلاش شده است که با بهره برداری از مفاهیم دیپلماسی و نظریه «سازندهگرايي» يا در حقيقت مکتب سازندهگرايي که عمدتاً در زمينه روابط بينالملل مطرح است، مسئله امکان و فراتر از آن ضرورت تعامل و همگرايي عناصر گوناگون سياسي، فرهنگي و اجتماعي، دولتي و مردمي، درون و بيرون مرزها، و با توجه به ساختار حاکم بر روابط بينالملل بيش از نظام بينالمللي را که ريشه در سياستها و دولتها دارد مطرح گردد.
مفهوم «تعامل»، در این راستا، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در حقیقت، روح حاکم بر این کتاب، چگونگی تعامل سیاست، فرهنگ و ارتباطات در شکل های خرد و کلان است که از یک سو در مفهوم وسیع دیپلماسی نهفته است و از سوی دیگر در معنای شکل گرفته در نظریه سازنده گرایی قرار دارد.
یکی از مسائل مهمی که در این رابطه مورد توجه جدی قرار گرفته است، آوردن برخی از مصادیق رفتاری این تعامل در سطح های دولتی و مردمی است. با این رویکرد، می توان گفت کتاب، علاوه بر جنبه های نظری در تلاش بوده است که وجوه عملی و یا عملیاتی این حوزه از تعامل را مورد توجه قرار دهد تا به یک کتاب کاربردی تبدیل شود که ابعاد نظری را در کنار ابعاد عملی جای داده است.
بر همين اساس، مباحث اين کتاب در پنج بخش و چهارده فصل تدوين شده است:
بخش اول با عنوان « تعامل همگرا؛ چارچوب نظری و مفهومی» شامل سه فصل است.
در فصل اول با عنوان « تعامل همگرا میان سیاست، فرهنگ و ارتباطات » مفهوم «تعامل» با عنوان: تعامل همگرا و واگرا، مورد توجه قرار خواهد گرفت.
در فصل دوم با عنوان «نظریة سازنده گرایی: پایه ای برای تعامل » این نظریه با توجه به انواع مختلف آن مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت که پایه ای برای مباحث بعدی تعامل است.
در فصل سوم با عنوان « مفهوم و الگوهاي تعامل سياست و فرهنگ » وجوه مختلف تعامل میان این دو حوزه مهم مورد بحث قرار می گیرد. در همین زمینه تعامل میان دین و سیاسیت نیز مورد توجه قرار می گیرد.
بخش دوم با عنوان «دیپلماسی های گفتمانی، عمومی، رسانه ای و فرهنگی» شامل سه فصل است.
در فصل چهارم با عنوان « دیپلماسی گفتمانی: پیوند گفتمانی سیاست؛ فرهنگ و ارتباطات» است که تعامل سیاست، فرهنگ و ارتباطات را با بکارگیری زبان مناسب و گفتمان مطلوب مورد بحث و بررسی قرار می دهد.
در فصل پنجم با عنوان « دیپلماسی عمومی: پیوند قدرت سیاسی و قدرت مردمی» در مورد دیپلماسی عمومی به مثابه پایه ای برای دیپلماسی گفتمانی بحث می شود.
در فصل ششم با عنوان «دیپلماسی رسانه ای: پیوند قدرت سیاسی و قدرت رسانه ای» مباحث مربوط به این دیپلماسی که به شدت در جهت تعمیق تعامل میان سه حوزه سیاست، فرهنگ و ارتباطات مؤثر است بحث می شود.
در فصل هفتم با عنوان «دیپلماسی فرهنگی: پیوند قدرت سیاسی و قدرت فرهنگی» دیپلماسی فرهنگی که با وجه عملیاتی آن یعنی ارتباطات مرتبط است، مورد بحث قرار می گیرد.
بخش سوم با عنوان «دیپلماسی گفتمانی در حوزه های بین المللی» شامل دو فصل است.
در فصل هشتم با عنوان « مذاکره بین المللی: تعامل سیاست با ارتباطات میان فرهنگی» مذاکره بین المللی به مثابه تعاملی میان سیاست و ارتباطات با توجه به فرهنگ های مختلف مورد بررسی قرار می گیرد.
در فصل نهم با عنوان « گفتمان فرهنگی، روابط بین الملل و ارتباطات بین الملل» گفتمان فرهنگی که پایه ای برای دیپلماسی گفتمانی است، در حوزه روابط بین الملل و ارتباطات بین الملل مورد بحث قرار می گیرد و مدلی برای آن پیشنهاد می گردد.
بخش چهارم با عنوان «دیپلماسی گفتمانی در حوزه آموزش و دین» شامل دو فصل است.
در فصل دهم با عنوان « دیپلماسی گفتمانی در بازنمایی ملت ها، جوامع و کشورهای جهان در کتاب های درسی ایران» شامل مطالعات عمیق موردی با بررسی کتاب های درسی ایران در این زمینه می باشد.
در فصل یازدهم با عنوان « دیپلماسی گفتمانی در گفتمان ديني کتاب هاي درسي ایران» همچنین از منظری دیگر تعامل مورد نظر در بازنمایی گفتمان دینی در کتاب های درسی ایران بررسی شده است.
بخش پنجم با عنوان «دیپلماسی گفتمانی و مدلهای تعامل سیاست، فرهنگ و ارتباطات در ج. ا. ا.» شامل سه فصل است.
در فصل دوازدهم با عنوان « دیپلماسی گفتمانی خاورمیانه ای ج. ا. ا.» گفتمان خاورمیانه ای جمهوری اسلامی ایران با کشورهای منطقه با تاکید بر تعامل فرهنگ و سیاست خارجی را مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
در فصل سیزدهم با عنوان «مدلهای تعامل همگرا در روابط سیاسی فرهنگی و ارتباطی ج. ا. ا.» مدلهای ممکن و پیشنهادی تعامل همگرا در روابط سیاسی، فرهنگی و ارتباطی ج. ا. ا. مورد بررسی قرار گرفته است.
در فصل چهاردهم با عنوان «موانع تعامل سیاست، فرهنگ و ارتباطات در جمهوری اسلامی ایران » که فصل پایانی کتاب است، تلاش شده است که برخی از موانع اساسی تعامل سیاست، فرهنگ و ارتباطات در ج. ا. ا. با بررسی اجمالی پرونده هسته ای مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
در اینجا بر خود لازم می دانم که از دانشجویان فرهیخته خودم آقایان محمدصادق اسمعیلی و حسین سرفراز در تدوین فصل هشتم و جاسم نعمت نیا در تدوین فصل نهم که با من همکاری داشتند، تشکر کنم.
بديهي است که اين اثر ميتواند تنها آغازي بر بحث جديد «دیپلماسی گفتمانی» و تعامل همگرا میان سیاست، فرهنگ و ارتباطات در حوزه های ملی و بین المللی باشد که اميدوارم در آينده شاهد بررسيها و تحقيقات فراوانتري در اين زمینه باشيم.
دکتر حسن بشير
عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع)