اخباراشعار فارسی

کشمکش با کینه ها

شانزده سال است اندر کشمکش با کینه ها
ای خدا تا کی چنین ناپاکی اندر سینه ها
پاک می گردد نجس با خاک، اما قلب بد
می شود تکثیر اندر مسلخ آیینه ها
چشم دل گر کور باشد، چشم سر محروم گشت
از تماشای هزاران لعل در گنجینه ها
باغ های عشق می گردند نو در جان نو
مرده می گردند گلها در دل پارینه ها
روزها نورند و شب ها تار در چشم یقین
می شود چیزی دگر در چشم این بوزینه ها
می کنم خود را مسلّح با دعای دوستان
حرز آنان پیش من، از شنبه تا آدینه ها
زخم ها بر دست ها و بر دلم افزون شدند
عمر را اندوختم با خون دل در پینه ها

منبع خبر: www.khabaronline.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا