یادداشت های گفتمانی

گفتمان اشک

گفتمان اشک-درباره اشک پزشکیان در همایش خانواده

گفتمان فلسفه، گفتمان عقلانیت استدلالی است اگر چه “پای استدلالیان چوبین بود”. اما گفتمان اشک، گفتمان دلها، عواطف و احساسات است. گفتمان فلسفه، یا انسان را به سعادت یا هلاکت می کشاند. اما گفتمان اشک همیشه نوعی از هدایت را به ارمغان می آورد. اشک، باران روح انسانی است. همانگونه که باران، اشک پاک آسمانی است. هر دو ریشه در خوبی، عاطفه، ارتباط و گفتگو دارد. اشک هم ارتباط انسان با خود را افزایش می دهد و هم با دیگران، همانگونه که باران ارتباط آسمان با زمین و زنده ساختن آن را نوید می دهد. هر دو در ساحت زندگی، سخن فراوان دارند و هیچگاه گفتمان اشک به حاشیه رانده نمی شود.

گفتمان اشک، از زاویه دیگر، گفتمان درد و حسرت انسان از گذشته و حال و تجدید نگاه برای ساختن آینده است. به همین دلیل، گفتمان اشک دو وجه حزن و خوشحالی دارد که زمانی حزن و درد که غلبه می کند، اشک رهایی روح انسان از فاجعه ی شکل گرفته است و اگر نسیم خوشحالی، هر چند زود گذر، وزیدن بر وی گرفت، باران اشک روح او را شستو می دهد و انسان در میان این دو وجه گفتمانی، همیشه یک دال اساسی است که آینده خود را پیرامون دال های شناور و شیوه مفصل بندی آنها با دال اساسی حیات خود را شکل می دهد و گام به جلو بر می داد.

اخیرا، در همایشی که متعلق به خانواده بود، رئیس جمهور کشور، که در ساختار سیاسی و اجتماعی جایگاه خاص خود را در گفتمان قدرت و سیاست دارد، با دیدن عکس همسرش که مدتی پیش به ابدیت پیوسته بود، اشک می ریزد و به جای سخن، از گفتمان اشک به بهترین شکل پیامی را ارسال می کند که اگر ساعت ها سخن می گفت به اندازه قطرات اشکی که ریخته شد معنا نداشت و معنای آن در جامعه هژمونیک نمی شد.

می گویند جمعیتی در مسجدی جمع شده اند و سخنران بر منبر رفت. یکی، برای ایجاد فضا ندا داد که قیام کنید و یک قدم جلو آیید. سخنران، گفت، همه آنچه که می خواستم بگویم همین گفته است و سخن دیگری ندارم و از منبر به پایین آمد.
اکنون، زمان سخن گفتن ها نیست. باید گفتمان های جدید در ادبیات سخنوری ما ظهور کند. این گفتمان ها باید با رنگ و لعابی دیگر در ذهن جامعه برجسته شود. زندگی را به گونه ای دیگر مطرح کند و دالهای هژمونیک را به مثابه یک رهیافت جدید معنادار در حرکت جامعه ارائه دهد.

وضعیت جامعه امروزین نیازمند، یک حرکت عاطفی و احساسی و زنده در سطح خانوداه است. زن در زیر چکمه های خشونت و نابرابری و به حاشیه رانده شدن، در حال دور شدن از مفهوم بزرگ و مهم خانواده است. افزایش طلاق، گسست عاطفه و احساس و ارتباط میان دو انسانی است که روزی، روزگاری می خواستند در کنار همدیگر باشند، اما گفتمان آنها به جای گفتمان عاطفه و محبت و بازنمایی احساسات قلبی، گفتمان استدلالها و سفسطه هایی است که به گمان آنها ریشه در عقلانیت و استدلال دارد اما ریشه در نفسانیت های گمراه دارد. این گفتمان، راه به جایی نمی برد. گفتمان شکست خورده در ارتباطات خانواده است.

اشکی که در آن همایش ریخته شد، گفتمانی را برساخت که ریشه در عاطفه و احساس و احترام و ارتباط عمیق مردی با همسر خود داشت. این گفتمان، آب پاکی بر همه سخن های استدلالی سفسطه مانند در اهمیت دادن به زن و به همسر و به همه توصیه های آبکی، و همه پیشنهادات غیر عملی که تا کنون ما را در گرداب گفتمان خود اسیر کرده و ما را در خود فرو برده است می ریزد. گردابی که هر روز بر وسعت طلاق و خشونت و فساد و گسست خانوادگی می افزاید، و باز ما، به دنبال این گونه راه حلهای ریاکارانه ای هستیم که ریشه در قلب ندارند. ریشه در روح بارانی انسان ندارد. ریشه در فهم زیبایی زندگی ندارند و به دنبال هوسهای زودگذر و قدرت نمایی های انحرافی هستیم.

گفتمان اشکی که در این میان برساخته شد، ساحت جدیدی از شیوه ارتباط خانوادگی را به ارمغان آورد. عشق به خانواده، اساس همبستگی خانواده است. تجلیل از زن، راه ماندگاری خانواده است. دوست داشتن همسر، در همه منازل زندگی، عامل پیوستگی و همبستگی خانواده است. این گفتمان، خانواده را با دال جدیدی روبرو می کند که اگر چه مدعی آن هستیم اما روزگاری است که با آن خداحافظی کرده ایم. این گفتمان، با چنین اشک ریخته شده دوباره آن دال را در صدر گفتگوهای جامعه نشانده است.

امروزه، می شود گفت که برای انسجام و استحکام خانواده، ما نیازمند عاطفه بیشتر هستیم. نیازمند نگاه جدیدی به زن، فرزند و ساختار خانوادگی داریم. نیازمند کشف راههای دیگری از تربیت فردی و اجتماعی هستیم. یک قطره اشک می تواند، جهانی را دگرگون کند.

شب جمعه است و دارم همزمان با این نوشته دعای کمیل را می شنوم و خواننده دعا آنچنان گرم و حزین می خواند که اشک من نیز با آن گفتمان اشک همراه می شود و روحم را تازه می کند. امیدوارم شما نیز روحتان تازه شود و گفتمان اشک را برای ساخت زندگی بهتر سر لوحه زندگی قرار دهید.

حسن بشیر
29/9/1403

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا