درسهایی در تحلیل گفتمان؛ دیدگاه استادان ایرانی (10)
10- تعریف گفتمان از دیدگاه دکتر حسین بشیریه
معرفی و بیوگرافی دکتر حسین بشیریه
حسین بشیریه ۲۵ خرداد ۱۳۳۲ در همدان به دنیا آمد. تحصیلات وی در زادگاهش آغاز شد و پس از آن تحصیلات خود را در مقطع لیسانس در رشتهی علوم سیاسی از دانشگاه تهران ادامه داد و در سال ۱۳۵۴ از همان دانشگاه فارغالتحصیل شد و مدرک کارشناسی گرفت.
بشیریه مدرک کارشناسیارشد خود را از دانشگاه اسکس گرفت و پس از آن به شهر لیورپول رفت و توانست در دانشگاه لیورپول در رشتهی نظریههای سیاسی به اخذ درجهی دکتری نائل آید. رسالهی دکتری او دربارهی انقلاب تازهرخ داده در ایران بود و بشیریه این عنوان را برای کار خود انتخاب کرد: «دولت و انقلاب در ایران: طبقات اجتماعی و کشمکش سیاسی». وی اندکی پس از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ به ایران بازگشت و در سال ۱۳۶۱ در دانشگاه تهران به تدریس علوم سیاسی پرداخت و تجربهی تدریس در دانشگاههای امام صادق (ع)، تهران و باقرالعلوم قم را نیز در کارنامهی خود دارد.
بشیریه که به دلیل دانشآموختگی در جامعهشناسی سیاسی و دموکراتیزاسیون شناخته شد، به یکی از چهرههای برجستهی دانشگاهی در ایران تبدیل شد که بهخاطر دیدگاههای لیبرال و دموکراتیک خود شهرت داشت. نفوذ او بر جنبش اصلاحات ایران با آموزش نسلی از دانشجویان که بعدها در سیاست ایران برجسته شدند، افزایش یافت. (از سایت طاقچه-معرفی کتاب های بشیریه)
تعریف گفتمان و تحلیل گفتمان
در جستجوهای مختلف انجام شده، بشیریه چندین دیدگاه در تعریف گفتمان و تحلیل گفتمان دارد که اگر چه تفاوت اساسی با همدیگر ندارند، اما می توانند تفاوت هایی، اگر چه نسبتاً جزئی، با همدیگر داشته باشند. در اینجا تلاش شده است مهمترین دیدگاه بشیریه در این زمینه جمع بندی و مطرح شوند.
- از دیدگاه دکتر حسن بشیریه، گفتمان مجموعهای از معناها و مفاهیم صورتبندیشده در زبان سیاسی است که در بستر قدرت و ایدئولوژی، چارچوب فهم و کنش سیاسی را در جامعه تعیین میکند (بشیریه، ۱۳۸۴).
- بشیریه گفتمان را مانند سوسور و برخی دیگر از اندیشمندان صرفاً مانند «زبان» یا «گفتار» نمیداند، بلکه آن را:
«شبکهای از مفاهیم، مفروضات، ارزشها و شیوههای بیان میداند که به کمک آنها واقعیت اجتماعی معنا میشود و روابط قدرت تثبیت یا به چالش کشیده میگردد.»
نکته مهم: با توجه به این که بشیریه در بسیاری از نوشته های خود از رویکرد فوکو در دیرینه شناسی و تبارشناسی استفاده می کند و اساس این دو موضوع “قدرت” و “دانش” و رابطه این دو در تولید گفتمان است، بنابراین می توان گفت این تعریف بهوضوح فوکوئی است و گفتمان را با قدرت/دانش پیوند میزند.
- از نظر بشیریه تحلیل گفتمان ابزاری برای فهم سیاست است. بنابراین، آن را نه یک “تکنیک زبانی صرف” بلکه:
«ابزاری برای فهم چگونگی مشروعیتیابی قدرت سیاسی، ساخت هویتهای سیاسی و بازتولید سلطه» می داند.
- «گفتمان مجموعهای از ایدهها، مفاهیم و معانی است که در قالب زبان سیاسی بیان میشود و چارچوب فهم و کنش سیاسی را تعیین میکند.»
دالهای اساسی این تعریف:
- بازنمایی گفتمان با زبان سیاسی (غلبه زبان سیاسی بر گفتمان)
- پیوند عمیق گفتمان با ایدئولوژی و قدرت
- کاربرد گسترده تحلیل گفتمان در تحلیل اندیشه های سیاسی معاصر (به ویژه ایران)
- تعریف گفتمان سیاسی:
«سیاست عرصهای از معناسازی و صورتبندی زبانی واقعیت اجتماعی است»
بنابراین، با تحلیل زبانی و گفتمانی واقعیت های اجتماعی جامعه، می توان به معنای واقعی سیاست حاکم بر آن جامعه دست یافت.
جمع بندی تعاریف:
از دیدگاه دکتر حسین بشیریه، گفتمان چارچوبی زبانی‑مفهومی است که در بستر تاریخی و نهادی، به تولید و بازتولید یا به چالش کشیدن قدرت سیاسی میانجامد.
همچنین، وی تحلیل گفتمان را، در این چارچوب نظری، ابزاری انتقادی برای فهم سازوکارهای مشروعیت، هویتسازی و حاکمیت سلطه در سیاست مدرن می داند که بدون توجه به زمینه های تاریخی و روابط قدرت، فاقد اعتبار تحلیلی خواهد بود.
بنابراین، دیدگاه بشیریه در مورد تحلیل گفتمان بیشتر پیشنهاد یک چارچوب روششناختی برای درک و توضیح کنشها و تحولات سیاسی است و به مفهوم یک روش مخصوص نیست.
رویکردهای مهم بشیریه در حوزه گفتمان و تحلیل گفتمان
- میانجیگری در انتقال نظریه های گفتمان:
بشیریه را می توان یکی از مهمترین استادان و میانجیهای انتقال نظریههای گفتمان غربی به علوم سیاسی و اجتماعی در ایران دانست. وی «تحلیل گفتمان» را بهعنوان یک روششناسی مستقل تجربی (مانند آنچه که فِرکلاف در CDA یا ووداک در HDA مطرح کرده اند) صورتبندی نمیکند، اما دیدگاه وی بر محورهای زیر استوار است:
- گفتمان را هسته فهم قدرت، ایدئولوژی و سیاست (روی سیاست همانند لاکلاو و موفه تاکید زیاد دارد) میداند؛
- تحلیل سیاست را بدون تحلیل گفتمان ناقص و تقلیلگرایانه تلقی میکند؛
- بهشدت متأثر از رویکردهای فوکو، لاکلاو و موفه، گرامشی و وبر است.
جمع بندی:
بنابراین، بشیریه را میتوان در دسته نظریهپردازان «گفتمانمحور در علوم سیاسی» قرار داد، نه تحلیلگر گفتمان به معنای روششناختی بر پایه روشهای معمول و معروف تحلیل گفتمان.
تاکید بر رابطه گفتمان با ایدئولوژی
در آثار بشیریه، گفتمان اغلب در امتداد دو مفهوم “قدرت” و “ایدئولوژی” تحلیل میشود، اما با یک تفاوت مهم:
ایدئولوژی → نظام منسجم و آگاهانه از باورها (تا اندازه ای با رویکرد آلتوسر متفاوت است).
گفتمان → میتواند پراکنده، تاریخی و نهادینه باشد. (با توجه به دورهای مختلف و هژمونی گفتمان دارد.)
جمع بندی:
بشیریه در زمینه ایدئولوژی و تاثیر آن در سیاست مدرن چنین رویکردی را مطرح می کند:
« ایدئولوژیها در قالب گفتمانها عمل میکنند و از طریق زبان، نمادها و روایتها بازتولید میشوند.» (این رویکرد با رویکرد وان دایک در کتاب ایدئولوژی نیز تا اندازه زیادی همخوانی دارد.)
توجه:
تاریخمندی گفتمان، یک امر مهم در دیدگاه بشیریه است.
این ویژگیها، دیدگاه او را به رویکرد وداک (HDA) بسیار نزدیک میکند، البته با این تفاوت که آن را صورتبندی روشی نمیکند.
برای آشنایی مجدد با رویکرد وداک در این زمینه باید گفت، وداک تاکید می کند:
– در تحلیل گفتمان تاریخی (HDA/DHA):
– گفتمانها بدون تاریخ قابل تحلیل نیستند.
– بین متن، بافت، و تاریخ پیوند مستقیم وجود دارد.
-گفتمان از دیدگاه روث وداک (Ruth Wodak چنین است:
«گفتمان مجموعهای از کنشهای زبانی و اجتماعی است که بهصورت تاریخی، نهادی و اجتماعی تثبیت شدهاند.»
- تاکید بر هژمونی (Hegemony):
دکتر بشیریه با الهام از آنتونیو گرامشی (اندیشمند ایتالیایی)، به مفهوم هژمونی توجه ویژهای دارد. وی با استفاده از دیدگاه گرامشی معتقد است: گفتمانها در میدان سیاست با یکدیگر به رقابت پرداخته و هرکدام تلاش میکنند تا تفسیر خود از واقعیت را به عنوان تفسیری مسلط و هژمونیک در جامعه تثبیت کنند. در این فرایند، بسیاری از گفتمان ها به حاشیه رانده شده، و گفتمان مسلط و هژمونیک جامعه را تسخیر می کند.
- «سیاست پیش از آنکه مجموعهای از کنشهای عینی باشد، عرصهای از معناسازی، تفسیر و صورتبندی زبانی واقعیت اجتماعی است و بدون تحلیل زبان و مفاهیم مسلط، فهم سیاست ناممکن خواهد بود.» (بشیریه (1389). آموزش نظریههای سیاسی)
با این دیدگاه، تحلیل گفتمانی زبان و روایت سیاسی، اساس فهم سیاست است. بدون تحلیل گفتمان، و کشف معناهای پنهان، امکان تفسیر مسائل سیاسی وجود ندارد.
- «قدرت سیاسی تنها از طریق زور اعمال نمیشود، بلکه از راه تولید گفتمانهای مسلط، طبیعیسازی مفاهیم و تثبیت شیوههای خاص اندیشیدن در جامعه بازتولید میگردد.» (بشیریه (1380). قدرت، دانش و مشروعیت در سیاست)
در این دیدگاه، بشیریه، تاکید می کند که گفتمان های هژمونیک و ایجاد زمینه های مناسب برای تثبیت شیوه های خاص اندیشدن، می تواند قدرت سیاسی را به وجود آورد، و قدرت های دیگر را به حاشیه براند.
- «نهادهای سیاسی بدون پشتوانه گفتمانی قادر به تداوم نیستند؛ قانون، دولت و مشروعیت همگی در بستر گفتمانهای تاریخی خاص معنا مییابند.» (بشیریه (1390). دولت و جامعه در ایران)
بشیریه، پیرو بحث قبلی درباره اینکه قدرت سیاسی بدون گفتمان هژمونیک نمی تواند تداوم داشته باشد، تاکید می کند که نهادهای سیاسی و کلا نهاد دولت، بدون پشتوانه گفتمانی قادر به ادامه حیات نیستند.
- «زبان سیاست، زبانی خنثی نیست؛ بلکه ابزاری برای جهتدهی به ادراک عمومی، حذف بدیلها و تثبیت روایت مسلط از واقعیت اجتماعی است.» (بشیریه (1389). آموزش نظریههای سیاسی)
بشیریه با تاکید بر مفهوم ایدئولوژی که در همه گفتمان ها تاثیرگذار است، زبان سیاست را خنثی نمی داند و دارای بار ایدئولوژیک می داند.
مقایسه دیدگاه بشیریه و فوکو در رابطه با گفتمان و تحلیل گفتمان:
دیدگاه های بشیریه به شدت از فوکو متاثر می باشد. بشیریه با استفاده از دیدگاه فوکو و وداک و اندیشمندان دیگر در تلاش بوده است که بسیاری از مسائل سیاسی معاصر جهان، به ویژه ایران بعد از انقلاب را مورد تحلیل قرار دهد.
در اینجا یک مقایسه اجمالی درباره دیدگاه این دو اندیشمند در قالب جدولی ارائه می شود.
| مؤلفه | بشیریه | فوکو |
| گفتمان | سازنده واقعیت سیاسی | سازنده دانش/قدرت |
| قدرت | پراکنده و نهادی | غیرمتمرکز |
| حقیقت | برساخته گفتمانی | رژیم حقیقت |
مقایسه تطبیقی دیدگاه بشیریه و وداک:
اگر چه دیدگاه بشیریه به ویژه در رابطه با تاریخمندی گفتمان و تحلیل گفتمان، با دیدگاه وداک همپوشانی دارد اما می توان دیدگاه های این دو را در جدول زیر مقایسه نمود.
| مؤلفه تحلیلی | بشیریه | وداک |
| ماهیت گفتمان | سیاست عرصهای از معناسازی و صورتبندی زبانی واقعیت اجتماعی است نه بازتاب آن | هر دو، گفتمان را سازنده واقعیت اجتماعی میدانند، نه بازتاب صرف آن |
| گفتمان و قدرت | قدرت از طریق تولید و طبیعیسازی گفتمانهای هژمونیک بازتولید میشوند. | همسویی کامل با درک فوکویی از قدرت بهمثابه رابطهای گفتمانی و تاریخی. |
| تاریخمندی گفتمان | مفاهیم سیاسی در بسترهای تاریخی خاص معنا مییابند. | تاریخمندی گفتمان ها، اصل مشترک تحلیل نزد بشیریه و وداک است. |
| نقش نخبگان و کنشگران | نخبگان سیاسی نقش محوری در صورتبندی گفتمانهای مشروعیتبخش در جامعه دارند. | هر دو بر کنشگران گفتمانی و نقش آنها در بازتولید سلطه تأکید دارند. |
| ایدئولوژی | ایدئولوژیها در قالب گفتمانهای نهادی و روزمره عمل میکنند. | همپوشانی با تعریف ایدئولوژی بهعنوان سازهای گفتمانی است و نه اینکه صرفاً یک رویکرد ذهنی است. |
| نهاد و گفتمان | نهادهای سیاسی و بطور کلی دولت ها بدون پشتوانه گفتمانی قادر به تداوم نیستند. | هر دو، گفتمان را پیوندخورده با ساختارهای نهادی میدانند. |
| رویکرد انتقادی | زبان سیاست خنثی نیست. | نزد هر دو، تحلیل گفتمان ذاتاً انتقادی و افشاگرانه است و خنثی نیست. |
| روششناسی | تحلیل گفتمان، فاقد چارچوب روشی صریح؛ عمدتاً ارائه چارچوب تحلیلی–نظری | تحلیل گفتمان، روشمند، چندسطحی و تاریخی است. |
| تفاوت اصلی روش شناسی در دیدگاه بشیریه و وداک:
بشیریه نظریهپرداز گفتمانمحور است، در حالیکه وداک روششناس تجربی است. |
||
دالهای اساسی تعاریف گفتمان و تحلیل گفتمان از دیدگاه بشیریه
- تحلیل گفتمان بهمثابه ابزار فهم سیاست.
- تحلیل گفتمان عمدتا تاریخی است (Historical).
- تحلیل گفتمان سیاسی‑قدرتمحور است.
- تحلیل گفتمان عمدتا با رویکرد نهادی و ساختاری است.
- بازنمایی گفتمان با زبان سیاسی
- معنایابی مفاهیم سیاسی در بستر تاریخی خاص
- رقابت گفتمان ها و هژمونیک شدن گفتمان مسلط
- عملکرد مهم ایدئولوژیها در قالب گفتمانهای نهادی و روزمره
- عدم تداوم نهادهای سیاسی بدون پشتوانه گفتمانی
- عدم خنثی بودن زبان سیاست
- نقش محوری نخبگان سیاسی در صورتبندی گفتمان
- بازتولید قدرت از طریق تولید و طبیعیسازی گفتمانهای هژمونیک
جمع بندی کلی از دیدگاه بشیریه در حوزه گفتمان و تحلیل گفتمان:
دیدگاه بشیریه در حوزه گفتمان و تحلیل گفتمان نزدیکی زیادی با دیدگاه روث وداک دارد. هر دو بر موضوع تاریخمندی گفتمان تاکید دارند.
در حقیقت، دیدگاه بشیریه درباره گفتمان، با تأکید بر تاریخمندی گفتمان، پیوند گفتمان و قدرت، نقش نخبگان و کارکرد ایدئولوژیک زبان سیاسی، همپوشانی معناداری با رویکرد تحلیل گفتمان تاریخی روت وداک دارد. اما تفاوت اساسی دیدگاه بشیریه با وداک این است که بشیریه، گفتمان را عمدتاً در سطح نظری و تحلیلیِ علوم سیاسی صورتبندی میکند، در حالی که وداک در روش (HDA ) با ارائه چارچوبی روشمند، امکان تحلیل تجربی و نظاممند متون و کنشهای گفتمانی را فراهم میسازد.
به همین دلیل می توان گفت که ، آثار بشیریه میتوانند بهمثابه پشتوانه نظری بومی برای بهکارگیری روش وداک در تحلیل گفتمان تاریخی (HDA) در مطالعات سیاسی و رسانهای ایران مورد استفاده قرار گیرند.
منابع
بشیریه، حسین (۱۳۸۴). جامعهشناسی سیاسی؛ نقش نیروهای اجتماعی در زندگی سیاسی، تهران: نشر نی.
بشیریه، حسین (۱۳۸۹). تاریخ اندیشه سیاسی در قرن بیستم؛ لیبرالیسم و محافظه کاری، تهران: نشر نی.
بشیریه، حسین (1389). درسهاي دموكراسي براي همه، تهران: نگاه معاصر.
بشیریه، حسین (1404). آموزش دانش سياسي: مباني علم سياست نظري، چاپ نوزدهم، تهران: نگاه معاصر.
بشیریه، حسین (1380). قدرت، دانش و مشروعیت در سیاست، چاپ سوم، تهران: نشر نی.
بشیریه، حسین (1390). دولت و جامعه در ایران، چاپ چهارم، تهران: نشر نی.