درسهایی در تحلیل گفتمان؛ دیدگاه استادان ایرانی (13)
13- تعریف گفتمان از دیدگاه دکتر فردوس آقاگلزاده
معرفی
دکتر فردوس آقاگلزاده از استادان برجسته و پیشگام در حوزه زبان شناسی و تحلیل گفتمان در ایران هستند. وی عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس و هیات تحریریه در دوماهنامه جستارهای زبانی است.
تعریف گفتمان و تحلیل گفتمان
دکتر آقاگلزاده معتقد است تحلیل گفتمان، که گاه به اشتباه «سخنکاوی» یا «تحلیل کلام» نیز نامیده میشود، رویکردی میانرشتهای است. این حوزه مهم از علوم اجتماعی، ریشه در زبانشناسی همگانی دارد و دیدگاهی نوین و توسعهیافته است. البته تاکید می شود که تحلیل گفتمان امری تفسیری و تبیینی است و به دنبال یافتن نزدیکترین معنا به متن با در نظر گرفتن عوامل مؤثر در تولید آن است. او معتقد است که هر متنی صرفاً با تکیه بر ویژگیهای صوری (دستوری و واژگانی) قابل تحلیل نیست و حلقه گمشدهای که میان متن و جامعه ارتباط برقرار میکند، فرهنگ است.
تحلیل گفتمان انتقادی (CDA): فراتر از توصیف
دکتر آقاگلزاده بر اهمیت شاخه «تحلیل گفتمان انتقادی» تأکید ویژهای دارد. از دیدگاه ایشان، این رویکرد صرفاً یک حوزه زبانشناختی نیست و یک تحلیل ایدئولوژیک از متون نیز می باشد. به این ترتیب، گفتمانها هیچگاه خنثی تلقی نمیشوند، بلکه حامل ایدئولوژی و روابط قدرت و سلطه هستند.
دکتر آقاگلزاده تلاش زیادی برای تبیین و ترویج تحلیل گفتمان انتقادی در ایران کرده است و به تولید کتاب ها و مقالات مختلف پرداخته است.از دیدگاه ایشان، تحلیل گفتمان انتقادی سطح تحلیل را از «توصیف صِرف» به «تفسیر و تبیین» ارتقا میدهد. این رویکرد، زبان را نه به مثابه آیینهای شفاف، بلکه همچون شیشهای مات میبیند که واقعیت را در بسیاری موارد تحریف میکند. به عبارت دیگر، متن صرفاً بازتابدهنده واقعیت نیست، بلکه بازنماییای است که تحت تأثیر ایدئولوژی و روابط قدرت شکل میگیرد.
بنابراین وی پرسش بنیادین تحلیل گفتمان انتقادی را «چرا» میداند: چرا از میان گزینههای زبانی ممکن، یک عبارت خاص انتخاب شده است؟ چرا افراد در یک موقعیت معین از ساختار دستوری مشخصی استفاده میکنند؟ و غیره. پاسخ به این پرسشها به زعم ایشان، کمتر به نویسنده و نیت فردی او مربوط میشود و بیشتر به نهادها و مراکز قدرت بازمیگردد که فرد جزئی از آن است به عبارت دیگر “قدرت پشت زبان” با دیدگاه فرکلاف، تاثیر زیادی در شکل گیری متن دارد. به همین دلیل، «بافتهای کلان» نظیر تاریخ، ایدئولوژی، جامعه، فرهنگ و قدرت هستند که متن را رقم میزنند و فهم آن را ممکن میسازند.
رویکردهای کلی
دکتر آقاگلزاده در آثار خود به طور گسترده از نظریهپردازان غربیِ تحلیل گفتمان انتقادی، به ویژه نورمن فرکلاف، بهره برده است و در بسیاری از نوشته ها به توضیح و تبیین دیدگاه های نظریه پردازان مزبور پرداخته است. ایشان در تدوین آثار خود، بر تعامل میان متن، کنش گفتمانی و کنش اجتماعی تأکید دارند. همچنین بر نقش فرهنگ به عنوان حلقه رابط میان متن و جامعه اشاره میکند.
بخش قابل توجهی از پژوهشهای ایشان به بررسی چگونگی بازنمایی ایدئولوژی در ساختهای زبانی اختصاص دارد. ایشان بر این باورند که ایدئولوژیها به طور مستقیم و از طریق سازوکارهای زبانی در گفتمانها بازتولید میشوند و تحلیل گفتمان انتقادی میتواند این لایههای پنهان را آشکار سازد.
ایشان همواره بر ماهیت میانرشتهای تحلیل گفتمان تأکید کرده و آن را پیوندی میان زبانشناسی با جامعهشناسی، علوم سیاسی، فلسفه و انسانشناسی میدانند.
در اینجا می توان رویکردها و دیدگاها ی دکتر فردوس آقاگلزاده در چند محور بیان کرد:
- میانرشتهای بودن: تحلیل گفتمان را پیوندگاه زبانشناسی با جامعهشناسی، علوم سیاسی، فلسفه و انسانشناسی میداند.
- فراتر رفتن از توصیف: تحلیل گفتمان انتقادی را ابزاری برای پاسخ به «چرایی» تولید متن و تبیین رابطه آن با قدرت و ایدئولوژی معرفی میکند.
- تأکید بر مدل فرکلاف: الگوی سهسطحی «توصیف، تفسیر، تبیین» را به عنوان یک روش کارآمد برای تحلیل متون در سطوح خرد و کلان به کار میگیرد.
- توجه به نقش فرهنگ و شناخت: فرهنگ را حلقه رابط میان متن و جامعه و همچنین «ابزارهای شناخت» را عاملی تعیینکننده در فرایند تولید و فهم متن میداند.
- نگاه انتقادی به زبان: زبان را نه بازتابدهنده خنثی واقعیت، بلکه عرصه بازتولید سلطه و ایدئولوژی و تحریف حقایق به نفع قدرتهای حاکم میداند.
تفاوت دیدگاه دکتر آقاگلزاده با جریان های غالب غربی در تحلیل گفتمان:
- جایگاه ویژه «فرهنگ»: برخلاف برخی از اندیشمندان غربی و مخصوصا فرکلاف که به صورت ضمنی به نقش فرهنگ در تولید گفتمان و تحلیل آن میپردازد، دکتر آقاگلزاده فرهنگ را به عنوان یک متغیر مستقل و تعیینکننده در تحلیل گفتمان در نظر می گیرد. برای ایشان، هیچ تحلیلی بدون در نظر گرفتن بافتهای فرهنگیبومی یک جامعه کامل نیست.
- تأکید بر «ابزارهای شناخت»: در حالی که به عنوان مثال ون دایک بر نقش باورها و مدلهای ذهنی به عنوان شناخت اجتماعی تأکید دارد، آقاگلزاده مفهوم «ابزارهای شناخت» (Cognitive Tools) را به عنوان سازوکارهای دقیقتر و عینیتری معرفی میکند که از یک سو تحت تأثیر ساختارهای قدرت و از سوی دیگر درون یک بستر فرهنگی خاص شکل میگیرند.
- نوآوری روششناختی: تلاش ایشان برای کمیسازی و در حقیقت عینی سازی تحلیل گفتمان، رویکردی منحصربهفرد است که پاسخی به چالش دیرین «سوگیری ذهنی» در پژوهشهای کیفیِ غالب در این حوزه در غرب است. این روش، گامی عملی در جهت افزایش عینیت و تکرارپذیری یافتهها محسوب میشود.
در اینجا باید گفت دکتر آقاگلزاده علیرغم معرفی بسیاری از نظریات و دیدگاه های اندیشمندان غربی در حوزه تحلیل گفتمان بوده است ولی وی صرفاً یک مروج نظریههای غربی در ایران نیست، بلکه با فهم عمیق از مبانی نظری و آگاهی از نیازهای بومی، در مسیر بومیسازی و توسعه نظریه تحلیل گفتمان گام برداشته و با ارائه مفاهیم و روشهایی نو، در تلاش بوده است تا چارچوبی کاربردیتر برای تحلیل متون و گفتمانهای بومی ارائه دهد.
منابع
آقاگلزاده، فردوس (1390) تحلیل گفتمان انتقادی، چاپ دوم، تهران: شرکت انتشارات علمیو فرهنگی.
آقاگلزاده، فردوس و خیرآبادی، رضا (1393) زبانشناسی خبر، تهران: نشر علمی.
بشیر، حسن (1403). فرهنگ توصیفی-کاربردی تحلیل گفتمان، دفتر مطالعات و برنامه ریزیز رسانه ها، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
فایل برخی از مقالات دکتر فردوس آقاگل زاده:
آقاگل زاده-بررسي وجه فعل در زبان فارسي برپاية نظرية فضاهاي ذهني
آقاگل زاده-تحليل گفتمان انتقادي انتقادي و ادبيـات
آقاگل زاده-تحليل گفتماني جزيرة سرگرداني و پيوند معناييِ آن با ديگر