درسهایی از تحلیل گفتمان
۴. ارنستو لاکلائو و شانتال موفه (Laclau & Mouffe)
تعریف گفتمان
«گفتمان کلیت ساختاریافتهای از روابط معناست که هویتهای اجتماعی و سیاسی را تثبیت میکند.»
توضیح
این تعریف در گفتمان پساساختارگرایی شکل گرفته است. معنا اصالت دارد. روابط معنایی ساختار گفتمانی را تشکیل می دهد و بر پایه آن هویت های اجتماعی و سیاسی شکل گرفته و هژمونیک می شوند و تثبیت می گردند.
توجه: در نظریه گفتمان پساساختارگرا:
– معنا ثابت نیست و سیال است.
– دالها حول «نقاط گرهی (Nodal Points)» سازمان مییابند.
– ساختار گفتمانی از عناصر به سمت-دالهای شناور- و نهایتا به سمت دالهای مرکزی/اساسی در حرکتند.
– سیاست، مبارزه بر سر معنا و چگونگی ساخت معنا است.
– مفصل بندی گفتمانی، بر پایه رویکردهای ایدئولوژیکی شکل می گیرند.
– قدرت، مهمترین مفهوم برساخت کننده گفتمان است.
– هژمونی سازی، حرکت مهم معنایی برای قدرت سازی گفتمان است.
– برساخت مداوم ساختارها، بر پایه معناهای سیال و قدرت هژمونیک گفتمانی صورت می گیرد.
منبع
Laclau, E., & Mouffe, C. (1985). Hegemony and socialist strategy: Towards a radical democratic politics. Verso