🕊️ برای امامِ غایبِ حاضر |
صبرم تمام، قصه به پایان رسیده است
آیا کسی صدای دلم را شنیده است؟
بشنیدهام بهار آمده، اما بهار نیست
هرگز کسی بهار خدا را ندیده است
از قرنها مپرس که با یار ما چه کرد
پشت جهان ز خونِ دل او خمیده است
فریاد میزنم که در این عصر پُررقیب
آیا کسی نگار مرا نیک دیده است؟
عشقی ندیدهام که در این صبح انتظار
از بام او به بام غریبان پریده است
هر چشم باز، باز نشانی از او گرفت
هر دل به نام او، ز رقیبان بریده است
هر کس به ظن خویش، متاعی گرفته بود
اما دلم، متاع دلش را خریده است
حسن بشیر