کنار یار نشین و زمانه را بنشان
که عشق راه ندارد درون خسته دلان
هزار چشمه به یک چشم می شود سیراب
اگر که اشک گشاید رهی به محضر باران
عجب مدان که در این آتشی که دل افتاد
بسوخت خرمن تن، در کنار روح و روان
ز نازِ صحبت نوشین لبش، بنوشیدم
شراب کوثر تقدیر را به هر دو جهان
ز صبح ازل تا به لحظه های شام ابد
خدا کند که وصالم نگیردش هجران
هر آنچه عشق بفرمود من همان کردم
اگر چه درد فراقش چه درد بی درمان
بعدی را بخوانید
اشعار فارسی
23 سپتامبر 2026
برای دوستان به خصوص دانشجویانی که به یاد من هستند
اشعار فارسی
23 آگوست 2026
بهار خدا
اشعار فارسی
14 آگوست 2026
ماه خوشحالی
اشعار فارسی
28 جولای 2026
اندر بیهودگی جاه و مقام
اشعار فارسی
26 جولای 2026
پیش آقا، کربلا
اشعار فارسی
21 جولای 2026
بشنو از دل
اخبار
19 می 2026
خرابش نکنید
اشعار فارسی
29 آوریل 2026
به رضای تو خدا روز قیامت راضی است
6 روز پیش
شعر بسیار سفر باید تا پخته شود خامی
23 سپتامبر 2026
برای دوستان به خصوص دانشجویانی که به یاد من هستند
23 آگوست 2026
بهار خدا
14 آگوست 2026
ماه خوشحالی
28 جولای 2026
اندر بیهودگی جاه و مقام
26 جولای 2026
پیش آقا، کربلا
21 جولای 2026
بشنو از دل
4 ژوئن 2026
افشاگری
19 می 2026
خرابش نکنید
29 آوریل 2026