اخبارمصاحبه های فارسی

حسن بشیر: راستی‌آزمایی اخبار مهمترین درس جنگ بود.

یکی از مهم‌ترین اثرات محتوای جعلی این نیست که مردم یک دروغ یا خبر جعلی را باور کنند بلکه این است که بخشی از مردم به همه چیز مشکوک شوند.

 

حسن بشیر: راستی‌آزمایی اخبار مهمترین درس جنگ بود.

یکی از  مهم‌ترین اثرات محتوای جعلی این نیست که مردم یک دروغ یا خبر جعلی را باور کنند بلکه این است که بخشی از مردم به همه چیز مشکوک شوند.

فردارسانه،  ۲۲ خرداد ۱۴۰۵

 

بنت الهدی قدسیان سرشت (فردارسانه) – جنگ ۴۰ روزه میان ایران، امریکا و اسرائیل محک و تجربه‌ای مناسب برای رسانه‌ها و حتی بخش‎های سیاستگذار و قانونگذار در ایران بود تا از این پس با در نظر گرفتن تحولات دنیای ارتباطات به مقوله مهم رسانه و خبر بنگرند. دکتر حسن بشیر، استاد تمام دانشگاه در رشته جامعه‌شناسی ارتباطات، در گفت‌وگو با فردارسانه معتقد است که از دیدگاه مطالعات رسانه، «نبرد بر سر اعتماد» بیش از «نبرد بر سر واقعیت» در جنگ اخیر اهمیت داشته است.

‌به نظر شما جنگ ۴۰ روزه چه تغییری از نظر اعتماد، خستگی خبری، مهاجرت به پلتفرم‌ها و … در رفتار مصرف خبر مردم عادی جامعه و کاربران شبکه‌های اجتماعی ایجاد کرد؟

از منظر حوزه ارتباطات و روانشناسی رسانه، رفتار مصرف اخبار توسط مردم عادی و کاربران شبکه‌های اجتماعی متنوع و گوناگون است. این تغییر رفتار ناشی از عوامل مختلف است که به صورت مختصر به این عوامل اشاره می‌کنم. یکی از عوامل مهم «شکاف اعتماد» است که معمولا بر اثر کاهش اعتماد مردم و کاربران مختلف به رسانه‌های رسمی و جریان اصلی است. معمولا مردم به شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های غیر‌رسمی اعتماد بیشتری دارند که این می‌تواند بر اثر اشکالات و محدودیت‌های موجود در رسانه‌های رسمی از یک سو و آزادی خبری رسانه‌های غیررسمی از سوی دیگر باشد که باعث جذب مخاطبان می‌شود. از دیگر عوامل که نتیجه عامل قبلی است، مهاجرت مردم و کاربران به پلتفرم‌های رمزگذاری شده است که بر اثر نظارت و فیلترینگ صورت می‌گیرد. مردم به دنبال پیام رسانه‌هایی هستند که از نظر آنان امن می‌باشند و اطلاعات آنها را رصد نکند. این مساله باعث شده است که «شکاف اعتماد» گسترش یافته و مهاجرت مردم و کاربران به شبکه‌های مرزگذاری شده را باعث شود. عامل بعدی خستگی خبری است که به آن در سوال اشاره کرده‌اید. مردم از تعدد اخبار مخصوصا در یک حوزه خاص خسته می‌شوند. این خستگی باعث می‌شود که از یک رسانه به رسانه دیگر حرکت کنند. حجم بالای اخبار و اطلاعات، هشدارها، تحلیل‌ها و غیره باید متناسب با شیوه مصرف مخاطبان تولید و منتشر شوند. شناخت مخاطبان در این زمینه می‌تواند از این خستگی خبری جلوگیری کند. یکی از موارد مهم دیگر به سرعت، سادگی، کوتاهی متن و تصویری بودن اخبار بستگی دارد که افزایش این گونه موارد را به دنبال داشته است. این عوامل باعث می‌شوند که کاربران اخبار کوتاه، تصویری و در لحظه را دنبال کنند تا اینکه متون تحلیلی طولانی را بخوانند. از عوامل مهم دیگر تحولات تفسیر و تحلیل رویدادها است که به صورت اخبار مختلف مطرح می‌شوند و باعث نوعی از تضاد و قطبی شدن خبری می‌شوند. این امر باعث می‌شود که حقیقت از دید کاربران مخفی باقی بماند یا حداقل مورد تشکیک قرار گیرد. تغییرات ایجاد شده در رفتار کاربران در اشتراک‌گذاری اخبار نیز می‌تواند یکی از عوامل دیگر در این زمینه باشد. کاربران عمدتا در این زمینه به دلیل تعارض و قطب‌بندی‌های ایجاد شده در اخبار، با تردید بیشتر نسبت به اشتراک‌گذاری اخبار اقدام می‌کنند.

یک درس کلیدی که رسانه‌ها باید از این دوره بگیرند چیست؟

یکی از مهمترین درس‌های کلیدی در این دوره از جنگ، راستی‌آزمایی اخبار مربوط به جنگ است. انتشار اطلاعات و اخبار نادرست یا جانبدارانه از همه اطراف درگیر در جنگ، لزوم نوعی از راستی‌آزمایی مستقل را مطرح می‌کند که می‌تواند به شفاف‌سازی اخبار و صحت آنها منجر شود. در این زمینه باید تاکید کرد که آشنا بودن با «سواد رسانه ای و اطلاعاتی» می تواند نقش اساسی در راستی‌آزمایی اخبار داشته باشد. البته باید توجه کرد که شفاف‌سازی اخبار باید به گونه‌ای باشد که اعتماد مخاطب را جلب کند. این موضوع به قدرت تسلط مخاطبان به سواد رسانه‌ای بستگی دارد. در همه این موارد گاهی لازم است که اخبار از منابع مختلف رصد شده و تناقض و تضادهای موجود مشخص شوند. در این زمینه خطر تبدیل شدن مخاطبان به یک اهرم جنگ روانی نیز می‌تواند یکی از موارد مهمی باشد که باید مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد. مخاطبانی که از راه‌های مختلف اخبار را دریافت می‌کنند گاهی به جمع‌بندی‌های نادرست دست می‌یابند که خود نوعی از روایت‌سازی جعلی و جنگ روانی به شمار می‌آید. لذا باید توجه داشت رسانه‌ها در جنگ مدرن که اطلاعات و اخبار بخشی از میدان نبرد به شمار می‌آیند، باید نقش «پالایشگر روایت» را ایفا کنند و با صداقت و شفافیت مخاطبان را در جریان واقعیت قرار دهند. شاید این درس یکی از مهمترین درس‌های موردتوجه در موضوع نقش رسانه‌ها در زمان جنگ باشد که به مثابه یک «مسئولیت اجتماعی» تلقی می‌شود.

به نظر شما در جنگ ۴۰ روزه کدام نوع محتوای جعلی در رسانه‌ها بیشتر تکرار می‌شد؟ ویدئوهای جعلی، عکس‌های دستکاری‌شده، نقل‌قول جعلی، حساب‌های جعلی؟ و چرا؟

اگر چه این موضوع نیازمند یک تحقیق گسترده است اما می‌توان به مواردی در این زمینه اشاره کرد که با رصد کردن نمونه‌هایی هر چند محدود و یا ناقص‎ به یک پاسخ مورد توجه رسید. یکی از موارد پر تکرار که معمولا به دلیل تولید آسان، هزینه‌ کم و دشواری کمتر، تشخیص آن برای مخاطب عادی و امکان انتشار سریع آنها در شبکه‌های اجتماعی بسیار بالا است، تولید ویدئوها و کلیپ‌های قدیمی بازنشر شده است که به دروغ با موقعیت‌ها و شرایط فعلی جنگ مرتبط می‌شوند. این موارد معمولا با توضیحات نادرست همراه بوده که می‌تواند «ابهام خبری» را افزایش دهد و روایت‌سازی نامطلوب را توسعه دهد. به عنوان مثال، انتشار فیلمی از یک انفجار در کشوری دیگر به‌عنوان حمله جدید منتشر ‌شود یا تصاویر رزمایش‌های قدیمی به‌عنوان عملیات جاری معرفی گردد. راستی‌آزمایی این موارد برای مخاطب عادی بسیار سخت و گاهی امکان‌ناپذیر است. عکس‌های دستکاری‌شده به‌ویژه با استفاده از هوش مصنوعی یکی از مسائل مهمی است که متاسفانه در شرایط بحران به‌ویژه جنگی به کار گرفته می‌شوند تا نوعی از «جنگ روانی» را در جامعه به وجود آورند. همه این موارد معمولا با ایجاد حساب‌های جعلی، صفحات به‌ظاهر مردمی اما مدیریت‌شده و ربات‌ها و شبکه‌های بازنشر صورت می‌گیرند. هدف آنها نیز روشن است. معمولا به دنبال ایجاد توهم اکثریت داشتن نسبت به پذیرش یک خبر، القای اهداف خاص در مورد جنگ، و تقویت آماری هشتگ‌هایی است که به صورت ساختارمند ایجاد می‌شوند و برای مخاطبان نوعی از توهم درباره صحت اخبار ایجاد می‌کنند. باید توجه داشت که در بسیاری از مواقع محتوای خبر اساساً جعلی نیست، اما «فضای ساخته‌شده پیرامون آن» جعلی است. این فضا می‌تواند جهت‌دهنده تفسیر و تحلیل مخاطبان نسبت به خبر اصلی باشند و نوعی از «آلودگی اطلاعاتی» را منعکس کنند که در این شرایط، درستی اخبار کلاً دچار آشفتگی می‌شوند. در همین زمینه باید اشاره کرد که علاوه بر موارد فوق تولید ویدئوهای جعلی و دیپ فیک‌های ویرایش شده یکی از مشکلات جدی در این زمینه است که در جنگ ۴۰ روزه نیز شاهد آنها بودیم. علیرغم این که تولید چنین ویدئوها نیاز به تخصص و هزینه دارد اما به دلیل تاثیرات قوی، سرعت بالای اشتراک‌گذاری، سخت بودن تشخیص درستی یا نادرستی آنها توسط مخاطبان عادی در شرایط جنگی افزایش می‌یابند که ما شاهد برخی از این موارد در جنگ ۴۰ روزه از سوی دشمنان کشور بودیم. عکس‌های جعلی و یا فتوشاپ شده نیز از مواردی است که در جنگ‌ها و در این جنگ اخیر نیز وجود داشته‌اند که گاهی تاثیرات جهانی حتی در مورد افزاش یا کاهش قیمت نفت به عنوان مثال یا موارد دیگر داشته است که پس از مدتی نادرستی آنها روشن شده ولی تاثیرات آنها برای مدتی وجود داشته است.

آیا محتواهای رسانه‌ای جعلی در جنگ اخیر، تاثیر منفی بر مردم داشتند و یا اینکه بر عکس، زود خنثی می‌شدند؟

اگر چه پاسخ دقیق و صحیح به این سوال نیازمند تحقیق گسترده‌تری است اما می‌توان گفت که اخبار و محتوای‌های جعلی در این جنگ تاثیرات خود را داشته‌اند اما در بسیاری از موارد به سرعت خنثی شده‌اند. این موضوع به میزان موفقیت آنها چه در تاثیر و چه در خنثی شدن در نوع محتوا و مخاطب بستگی داشته است. یکی از دلایل خنثی شدن این نوع از اخبار و محتواهای جعلی، سطح آگاهی مردم جامعه است که به شدت به دلیل تجربیات تاریخی و به‌ویژه در سال‌های بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بستگی دارد که افزایش یافته است. مردم با شگردهای خاص جنگ روانی آشنایی بیشتر پیدا کرده‌اند، دشمن‌شناسی افزایش یافته است، اعتماد به رسانه‌های رسمی برای دریافت اخبار جنگ بیشتر شده است، استفاده از نهادهای راستی‌آزمایی بین‌المللی که بارها گزارش کرده‌اند که بسیاری از ویدئوهای پر بازدید در واقع متعلق به زمان‌ها و مکان‌های دیگر است، افزایش یافته است. این موارد نقش زیادی در رابطه با خنثی شدن تاثیرات اخبار و محتواهای جعلی داشته اند. شاید یکی از  مهم‌ترین اثرات محتوای جعلی در این زمینه این نیست که مردم یک دروغ یا یک خبر جعلی را باور کنند بلکه این است که بخشی از مردم به همه چیز مشکوک شوند. این اثر می‌تواند اثرات نامطلوب زیادی در کاهش اعتمادسازی داشته باشد و به عبارت دیگر «فروپاشی اعتماد اطلاعاتی» را ایجاد کند که به هر حال ما شاهد نوعی از نوسان دائمی در این زمینه هستیم. بنابراین می‌توان گفت از دیدگاه مطالعات رسانه و جنگ‌شناختی در جنگ اخیر «نبرد بر سر اعتماد» بیش از «نبرد بر سر واقعیت» اهمیت داشته است؛ به این دلیل که هر طرف در جنگ تلاش می‌کند که روایت خود را به عنوان روایت برتر و صحیح‌تر اعلام و روایت رقیب و دشمن را ضعیف و غیرقابل پذیرش اعلام نماید.

لینک:

https://share.google/MBlQay9q3rxSHJmRN

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا